ایران باید از شکاف اروپا و امریکا به نفع خود استفاده کند

[ad_1]

تحولات سیاست خارجی کاخ سفید درگفت‌وگو با محمد مرندی، استاد دانشگاه؛

امریکا در دوره دونالد ترامپ توان اجماع‌سازی برای ایجاد فشار علیه ایران را از دست داده است. گزاره‌ای که قریب به اتفاق صاحب‌نظران بین‌المللی بر آن اتفاق نظر دارند و معتقدند این رخداد فرصتی را پیش روی ایران قرار می‌دهد تا از فرصت بروز شکاف میان اروپا و امریکا برای تقویت پیوندهای سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای قاره سبز بهره ببرد.

به گزارش عطنا، روزنامه ایران با محمد مرندی، استاد دانشگاه و صاحب‌نظر مسائل بین‌الملل درباره تحولات جدید در صحنه سیاست جهانی که تحت تأثیر تصمیم‌های پرفراز و نشیب ترامپ در سیاست خارجی دچار تلاطم شده است، گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید؛

امریکا در دوره ترامپ رویکرد جدیدی از تخاصم را نسبت به ایران در پیش گرفته است. در حالی که ایران بعد از حل موضوع هسته‌ای و دستیابی به برجام وارد فاز تازه‌ای از تعامل مسالمت‌آمیز بین‌المللی شده است، اما به نظر می‌رسد که واشنگتن به همراه طیفی از شرکای منطقه‌ای‌اش از جمله اسرائیل و عربستان سعودی مثلث جدیدی را برای پیگیری پروسه ایران‌هراسی در منطقه و خارج از منطقه تشکیل داده‌اند… بفرمایید هدف اصلی از پیگیری این سیاست چیست؟ آیا لغو برجام هم در قالب این هدف تعریف می‌شود؟
تقابل با ایران همواره وجه مشترک سیاست همه دولت‌های امریکا در منطقه بوده است. یعنی سیاستی که اکنون ترامپ با بهره‌گیری از ابزارهای نوین در ایجاد فشار نسبت به ایران در پیش گرفته است، پیش از این از سوی اوباما و به بهانه مسائلی مانند موضوع هسته‌ای، تروریسم و حقوق بشر ایران، از طریق تصویب سلسله تحریم‌های سنگین اقتصادی پیگیری می‌شده است. با وجود ثابت بودن این سیاست، نکته‌ای که الان نسبت به رویه امریکا در عرصه تصمیم‌گیری سیاست خارجی نه تنها نسبت به ایران بلکه نسبت به خیلی از موضوعات مهم این کشور در عرصه خارجی وجود دارد، آن است که خود ترامپ نتوانسته است هم در حوزه تعیین سیاست و خط و خطوط و هم بین نهادهای مرتبط در عرصه سیاست خارجی انسجام و پیوستگی ایجاد کند و فقدان این پیوستگی منجر به ارسال پیام‌های متفاوتی از هیأت حاکمه این کشور شده که عملاً تحلیل و ارزیابی سایر بازیگران و به تبع آن موضعگیری و مواجهه با آن تصمیم‌ها را دشوار کرده است. نمونه آن در موضعگیری مقام‌های امریکایی درباره قطر و سوریه مشاهده شد. ترامپ از ابتدا مخالفت خود را با برجام اعلام کرده بود و طبیعتاً این موضع او در قالب تضعیف برجام بروز پیدا خواهد کرد که در نهایت به یک چالش جدی منجر خواهد شد.
اشاره کردید که سیاست تقابل با ایران پیشتر از سوی اوباما به شکل دیگری پیگیری می‌شد، اما دولت ترامپ در حال حاضر علناً سیاست تغییر رژیم در جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرده است، سیاستی که اوباما حداقل در سیاست اعلامی خود از پیگیری آن دست کشیده بود و حتی در مواجهه با گلایه کشورهای منطقه از حل موضوع هسته‌ای و برقراری تعامل مسالمت‌آمیز ایران و غرب، رفع و رجوع مشکلات آنها را به حل مشکلات داخلی‌شان ارجاع داده بود… به نظر می‌رسد که ترامپ این سیاست را مجدداً علنی کرده و فشار بر ایران را با همین هدف می‌افزاید.
اوباما هم سیاست تغییر رژیم را در عمل کنار نگذاشته بود و چه بسا در سال‌های اولیه دولتش این سیاست را به وضوح در اقداماتی که از طریق اجماع‌سازی در میان کشورها و نهادهای بین‌المللی انجام می‌داد، در دستور کار قرار داد. او در واقع همان سیاست تقابل را با رویکردی نرم در پیش گرفته بود. اما اکنون ترامپ با صراحت حرف می‌زند، با کشورهای متعددی از جمله مکزیک، کانادا، چین و اتحادیه اروپا درافتاده است و با بسیاری دیگر رابطه توأم با تنش دارد. به همین دلیل است در شرایطی که ایران و کشورهای بزرگ- با وجود تردید نسبت به حسن نیت امریکا- برای حل موضوع هسته‌ای تلاش کردند و به توافق دست یافتند، حالا ترامپ برخلاف مشی دیپلماسی و مذاکره عمل کرده و عملاً راه خود را از اروپا جدا می‌کند. بنابراین در چنین فضایی که میان اروپا و امریکا فاصله ایجاد شده، گلایه‌های ایران از کارشکنی‌های امریکا گوش شنوا پیدا می‌کند و می‌تواند شرایطی را به وجود آورد که به نفع ایران باشد. ضربه‌هایی که پیش از این امریکا در دوره اوباما به ایران وارد می‌کرد در نتیجه قدرت اقناع سازی سایر بازیگران بین‌المللی بود، اما ادبیات ترامپ و فقدان انسجام و ناهماهنگی در دستگاه تصمیم گیری سیاست خارجی‌اش، قدرت اجماع‌سازی امریکا در داخل و خارج علیه ایران را بشدت تضعیف کرده است. بنابراین معتقدم حضور او در کاخ سفید عملاً به نفع ایران رقم خورده است.

اگر ترامپ در همراه ساختن متحدان اروپایی‌اش برای پیگیری سیاست‌های ضد ایرانی ناموفق باشد، تلاش می‌کند از طریق تقویت اتحاد با شرکای منطقه‌ای‌اش و تصویب تحریم‌های یکجانبه، با ایران مقابله کند.چشم‌انداز موفقیتش در بهره‌گیری از این ابزار تا چه اندازه محتمل است؟
سیاست ایران هراسی و انتساب ایران به حمایت و تغذیه گروه‌های تروریستی که زمانی نه تنها از طرف امریکا بلکه از سوی برخی از کشورهای غربی دنبال می‌شد، الان دستخوش تغییراتی جدی شده است. اتفاقی که اکنون رخ داده، آن است که دامنه اقدامات گروه تروریستی داعش بویژه طی دو سه سال اخیر از مرزهای منطقه فراتر رفته و نقاطی از کشورهای مهم اروپا را هم هدف قرار داده است. اتفاقاتی که باعث شد کشورهای غربی خاصه اروپایی‌ها نسبت به سیاست‌های حمایتی از تروریست‌ها، افراطیون و کشورهای منطقه‌ای که حامی این جریان‌ها هستند، تردید و تجدید نظر کنند. بنابراین بتدریج آگاهی روشنفکران و افکار عمومی و دولت‌ها نسبت به واقعیت وهابیت و سلفی‌گری و آنچه که کشورهایی مانند عربستان در آن نقش دارند بیشتر شده است. در واقع تروریسم، امنیت، وجهه و اقتصاد کشورهایشان را تهدید کرده است، از این رو بتدریج از سیاست‌های حمایتی از دولت‌ها و بازیگران حامی تروریسم فاصله می‌گیرند. به عنوان مثال آقای کوربین، رئیس حزب کارگر انگلیس مستقیماً عربستان را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید این کشور باید سیاستش را تغییر دهد و برخی رسانه‌های غربی هم به این کشور حمله می‌کنند و حتی برخی رسانه‌های معروف امریکایی که پیش‌تر حداقل در برابر سیاست‌های حمایت جویانه عربستان از تروریسم سکوت می‌کردند، اکنون انتقادها از این کشور را علنی می‌کنند. خب در این شرایط وقتی ترامپ مناسباتش را با عربستان تقویت می‌کند، این همپیمانی خیلی با استقبال سایر کشورها مواجه نمی‌شود.
آیا این مخالفت نسبت به رویکرد ترامپ در قبال نزدیک شدن به شرکای منطقه‌ای‌اش با هدف مقابله با ایران در محافل سیاسی امریکا هم دیده می‌شود؟
بله؛ در حاکمیت امریکا از میانه قرن نوزدهم شکاف عمیق و کم سابقه‌ای ایجاد شده است و این باعث شده عده‌ای از درون حاکمیت و رسانه‌های امریکا به رابطه ترامپ و عربستان حمله کنند. ترامپ در حالی به عربستان سلاح فروخته است که عملاً اوباما هم قبلاً چنین معامله‌ای کرده بود، شرایط عوض نشده اما مشکلاتی که برخی از نخبگان حاکمیت و رسانه‌های وابسته به نظام سیاسی امریکا با ترامپ دارند، باعث شده تا هر آنچه او انجام می‌دهد، مورد انتقاد قرار گیرد. در حالی که قبلاً نسبت به پیگیری همین سیاست مشابه از سوی اوباما سکوت می‌کردند. بنابراین وجود این اختلاف‌ها می‌تواند در مسیر رسیدن ترامپ به اهداف اصلی‌اش در سیاست خارجی و بویژه نسبت به ایران موانعی را به وجود آورد و آن را دشوار سازد.بنابراین با توجه به تضعیف توان اجماع سازی ترامپ، نمی‌توان خیلی شانسی برای به بن‌بست رساندن اجرای برجام از سوی او قائل شد. بویژه که بعد از برجام امضای توافقنامه‌های اقتصادی با کشورهای مهم اروپایی رونق یافته است.
از آنجایی که اروپایی‌ها در زمینه‌های متعددی با امریکا دچار اختلاف شده اند از جمله در توافقنامه پاریس، تصویب تحریم‌های امریکا علیه روسیه که باعث شده کشورهای اروپایی از این ناحیه دچار ضرر و زیان شوند و همچنین تلاش ترامپ برای تضعیف اتحادیه اروپا، بنابراین کشورهای اروپایی به همراهی امریکا در پیگیری رویکرد فشار علیه ایران خیلی تمایل ندارند اما در عین حال از این نکته نباید غافل شد که با توجه به سابقه مناسبات ایران و اروپا، خیلی نباید به آنها اتکا کرد. ایران باید به طور متوازن روابط خود را افزون بر کشورهای غربی با چین و روسیه پیش ببرد و حتی از فرصت همکاری با آن دسته از کشورهای منطقه‌ای که به ایران نزدیک هستند، بهره ببرد. به عنوان مثال شکافی که اکنون میان قطر و عربستان به وجود آمده فرصت خوبی را برای ایران فراهم کرده است که به کشورهایی چون عراق، یمن، لبنان، سوریه، کویت و عمان نزدیک‌تر شود. شبیه این سیاست را هم باید نسبت به کشورهای غربی به کار گیرد و از شکاف اروپا و امریکا به نفع خود استفاده کند.
به روسیه اشاره کردید. این کشور به عنوان یکی از شرکای منطقه‌ای ایران همواره تعارضاتی با امریکا داشته است اما به نظر می‌رسد که نگاه دوستانه ترامپ به کرملین می‌تواند تعدیل کننده این تعارض‌ها باشد چنان‌که این امر منتهی به آن شده که طرفین در نشست اخیر «جی ۲۰» در زمینه آتش‌بس در سوریه و ماندگار شدن بشار اسد به تفاهم‌هایی دست بیابند. خب جایگاه روسیه در تنش جبهه عربی با ایران آن هم در شرایطی که امریکا در کنار اعراب قرار گرفته است، کجاست؟
صرفنظر از نگاه شخصی ترامپ به پوتین، دستگاه حاکمیت امریکا رابطه خوبی با روسیه ندارد و بخشی از آن به خاطر حضور خود ترامپ است. اگرچه ترامپ تلاش می‌کند این رابطه را تقویت کند اما نکته آنجاست که روسیه یکی از شرکای قدیمی ایران در منطقه است که منافع مشترک مهمی چون مبارزه با تروریسم و گروه‌های افراطی را دارد. خب این منافع مشترک که بعضاً با همکاری‌های قابل قبولی در سطح عملیاتی و میدانی منطقه همراه بوده، به معنای آن نیست که طرفین اختلاف منافع نداشته باشند. به هر حال روسیه هم از منظر سطح قدرت و هم سطح تعاملات زیادی که با ایران دارد، در موقعیتی است که ایران باید مسیر همکاری‌هایش را با آن حفظ کند و در عین حال اختلافاتش را با این کشور حتی درخصوص موضوع مهمی چون سوریه مدیریت کند. یعنی ایران باید در راستای متوازن‌سازی روابطش در عرصه بین‌المللی و پیگیری اهداف مد نظر خود، علی رغم وجود برخی اختلاف مناسبات خود را با این کشور حفظ و تقویت کند.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

اثرات مثبت برجام انکار نشدنی است

[ad_1]

چرا تندرو‌ها در اسرائیل و آمریکا با افرادی در ایران در مخالفت با برجام یک فصل مشترک دارند؟ از نظر اقتصادی، اگر برجام اتفاق نمی‌افتاد،‌ امروز نرخ تورم به ۵۰۰‌درصد می‌رسید و قطعا نرخ دلار بالای ۱۰‌هزار تومان بود. مشکل مخالفان داخلی این است که منافع ملی را مد نظر ندارند.

به گزارش عطنا، دکتر مهدی پازوکی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی در یادداشتی در روزنامه آرمان به دستاوردهای برجام اشاره کرده است که در ادامه می‌خوانیم؛

اقتصاد ایران قبل از برجام بسته بود، به این معنا که اگر بهترین اقتصاددان‌های عالم و تمام نوبلیست‌های جهان را دعوت می‌کردید،‌ در این اقتصاد بسته هیچ‌کاری نمی‌توانستند انجام دهند و دولت آقای روحانی یکی از بهترین تصمیماتی که گرفت این بود که یک تیم قوی را برای مذاکرات ۱+۵ انتخاب کرد که منتج به برجام شد. به نظر می‌رسد عظمت،‌ تمدن،‌ فرهنگ و رفاه مردم ایران برای دلواپسان مهم نیست.

آنها فقط به دنبال نفع باندی و گروهی خود هستند. ما اگر برجام را نمی‌پذیرفتیم امروز نفت در برابر غذا می‌فروختیم. اگر برجام را نمی‌پذیرفتیم، امروز کشور ما مانند کشور‌ لیبی که مشمول فصل هفت منشور سازمان ملل بود، می‌شد.

بنابراین برجام قابل دفاع است. در دوران تحریم و در دوره دولت آقای احمدی‌نژاد ایران ربع قرن عقب رفت و فساد در اقتصاد نهادینه شد. اگر برجام را نمی‌پذیرفتیم امروز صادرات نفت ما به حداقل ۲۵۰‌هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرده بود و در نهایت به صفر بشکه می‌رسید و این ۲۵۰‌هزار بشکه هم صرف خرید دارو و غذا می‌شد که به اصطلاح به آن نفت در برابر غذا گفته می‌شود. بنابراین برجام خیلی کار‌ها کرد.

اگر برجام را نمی‌پذیرفتیم،‌ امروز کشور به لحاظ فقر اقتصادی در وضعیت بسیار اسفناکی قرار داشت. اما برجام چه کار کرد؟ امروز صادرات نفتی ما به حدود ۵/۲‌میلیون بشکه در روز افزایش پیدا کرده است،‌ در حالی که قبل از برجام حداکثر به یک‌میلیون بشکه در روز رسیده بود. از سوی دیگر، قبل از برجام،‌ اجازه سوخت گیری به هواپیما‌‌های ایران نه تنها در آمریکا بلکه در اروپا هم داده نمی‌شد.

رفتن آثار تحریم زمان‌بر است. امروز ما بزرگ‌ترین قرارداد نفتی را با شرکت توتال بسته‌ایم. در زمان تحریم‌ همین شرکت توتال از ایران رفت. اینکه گفته می‌شود برخی نهاد‌ها می‌توانند سرمایه مورد نیاز پروژه فاز ۱۱ پارس جنوبی را تامین کنند،‌ باید گفت ما به لحاظ فناوری در صنعت نفت،‌ حدود ۳۰ سال از دنیا عقب هستیم. این آمار برگرفته از گزارش‌های رسمی شرکت نفت است.

بنابراین به نظر می‌رسد برجام برای ما کار‌های اساسی انجام داد و اینکه همزمان با سالگرد آن برخی رسانه‌ها یا افراد سعی می‌کنند برجام را بی اثر جلوه دهند، منطقی نیست. آنها متوجه کارکرد برجام برای اقتصاد کشور نیستند.

سوال این است که چرا تندرو‌ها در اسرائیل و آمریکا با افرادی در ایران در مخالفت با برجام یک فصل مشترک دارند؟ از نظر اقتصادی، اگر برجام اتفاق نمی‌افتاد،‌ امروز نرخ تورم به ۵۰۰‌درصد می‌رسید و قطعا نرخ دلار بالای ۱۰‌هزار تومان بود.

مشکل مخالفان داخلی این است که منافع ملی را مد نظر ندارند. کسانی که به سفارت بریتانیا حمله کردند، باعث شدند بانک مرکزی ما تحریم شود. اگر امروز طرز تفکر دلواپسان در امور اجرایی کشور جاری بود دچار مشکلات اقتصادی گسترده می‌‌شدیم و روزبه‌روز از جهان فاصله می‌گرفتیم. خوشبختانه در حال حاضر روند رشد اقتصادی ما مثبت شده و تورم کاهنده است. امروز ما به سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی برای پیشرفت و تعالی کشور نیاز داریم

[ad_2]

لینک منبع

برجام برای همه برد-برد نبود

[ad_1]

بهزاد صابري:

برجام به دومین سالگرد پایان مذاکرات و نهایی شدن متن خود رسیده است و در این مدت، قضاوت اکثریت قریب به اتفاق دولت‌ها، احزاب، متفکران و صاحب نظران این بوده است که برجام برای همه طرف‌های آن و برای جامعه بین‌المللی در کلیت آن، یک توافق برد-برد بوده است.

به گزارش عطنا، بهزاد صابری، پژوهشگر مسائل حقوقی و بین‌المللی در یادداشتی در روزنامه اعتماد با اشاره به سالگرد برجام از دسته بندی موافقان و مخالفان این توافق‌نامه یادی کرده ات که خواندن آن خالی از لطف نیست.

بگذریم که در این میان، یک گروه از بازیگران، برجام را برای خود یکسره «باخت» دیده اند؛ یعنی کسانی که علی الاصول با جمهوری اسلامی ایران در موضع ضدیت هستند و برجام را به این عنوان که موجب کاهش چشمگیر تهدیدها علیه ایران و افزایش قدرت ملی ایران شده است، به زیان خود ارزیابی کرده‌اند. در این گروه، از بازیگران ورشکسته و به آخر خط رسیده‌ای همچون منافقین تا رژیم صهیونیستی و برخی دولت‌های منطقه‌ای را می‌شود دید.

از جنبه حقوقی، ایران پیش از اینها با عضویت در معاهده عدم اشاعه هسته‌ای (ان پی تی)، همپای اکثریت قاطع دولت‌های جهان به لحاظ حقوقی بین‌المللی تعهد کرده بود که هیچگاه در پی تولید یا به دست آوردن سلاح‌های هسته‌ای نباشد. از سوی دیگر، به لحاظ سیاسی و استراتژیک بسیاری از صاحبنظران معتقد بوده و هستند که اصولا به لحاظ واقعیت‌های جغرافیایی، جمعیتی و انسانی در منطقه خاورمیانه، سلاح هسته‌ای به لحاظ امنیتی برای ایران ارزش افزوده‌ای به همراه نداشته و بلکه با ایجاد مسابقه هسته‌ای و دستیابی احتمالی سایرین در منطقه به این سلاح‌ها، سطح رقابت‌های منطقه‌ای از سطح توانایی‌های متعارف نظامی (که ایران بی‌تردید جزو قدرتمندترین‌ها در منطقه است) به سطح توانایی‌های نظامی هسته‌ای تغییر کرده و این موجب به سایه رفتن برتری‌های ایران در حوزه متعارف می‌شود.

اگرچه بحث در این دو حوزه یعنی حقوقی و سیاسی-راهبردی موافقان و مخالفان بسیاری دارد و نمی‌شود به یک نتیجه قطعی رسید، اما واقعیت این است که از زمان اعلام نظر فقهی رهبر معظم انقلاب مبنی بر حرمت سلاح‌های هسته‌ای، تکلیف لااقل در نظام اسلامی ما به به صورت قطعی روشن شده است و لذا سایر بحث‌ها از قبیل اینکه آیا خروج از ان‌پی‌تی به لحاظ حقوقی ممکن است یا خیر و آیا به لحاظ سیاسی و راهبردی برخوردار بودن ایران از سلاح هسته‌ای به ارتقای امنیت ملی ایران کمک می‌کند یا لطمه می‌زند، دیگر موضوعیت ندارد.

و یک نکته بسیار مهم اینکه این فتوای ارزشمند نه یک ابزار سیاسی و تبلیغاتی، بلکه نظر فقهی یک مرجع تقلید شیعی است که در جایگاه ولایت فقیه و رهبری نظام دینی نشسته است. یعنی فارغ از تاثیر داشتن یا نداشتن سیاسی این نظر فقهی در نگاه طرف‌های مقابل و در نگاه جامعه بین‌المللی، این فتوا برای تمام ارکان نظام و برای آحاد ایرانیان تکلیف را روشن کرده است.

و البته این بسیار ناگوار بود که کشور ما متحمل آن همه فشار و هزینه شود، به اتهام چیزی که نه تنها به دنبال آن نبوده و نیست، بلکه اصولا در دکترین امنیتی و نظامی آن نیز جایی نداشته و بالاتر از آن، به لحاظ فقهی هم برای آن حرمت قایل است. در نتیجه لازم بود در برابر سیل عظیم اتهامات و دسیسه‌ها، تدابیری اندیشیده شود. بزرگ‌ترین هنر نظام این بود که در قالب برجام توانست ضمن حفظ تمامی قابلیت‌هایی که برای پیشبرد برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای خود نیاز دارد، از طریق تدابیر مورد توافق این اطمینان خاطر را به لحاظ عینی ایجاد کند که به سوی تولید سلاح هسته‌ای نخواهد رفت و از این طریق، رشته‌های تحریمی تنیده شده دور دست و پای ایران را پاره کند.

به بیانی بسیار ساده، ایران در «داد و ستد» برجام، تنها یک چیز داد و آن هم چیزی بود که هرگز نخواسته بود، نمی‌خواست و به لحاظ شرعی نیز حرمت داشت. در سوی مقابل، اگرچه متن برجام برای هم ایران و هم امریکا برد- برد است، اما با خواندن میان خطوط می‌توان گفت که امریکا در یک چارچوب کلان مغبون شده است. امریکایی‌ها اگرچه توانسته بودند بسیاری را قانع کنند که ایران در مسیر دستیابی به بمب هسته‌ای حرکت می‌کند و بسیاری دیگر را هم لااقل به تردید بیندازند، اما خودشان به روشنی می‌دانستند که چنین چیزی صحت ندارد و برنامه هسته‌ای ایران به دنبال تولید سلاح نیست.

امریکایی‌ها در سال ٢٠٠٧ در یک اعتراف ناقص و نصفه و نیمه، تا اینجای قضیه را آشکارا اذعان کردند که بر اساس جمع‌بندی مجموعه ١۶ سازمان اطلاعاتی و جاسوسی‌شان، لااقل از سال ٢٠٠٣ میلادی به بعد ایران هیچ برنامه‌ای برای سلاح هسته‌ای نداشته است. با این وجود با زیرکی و خباثت توانستند آب را گل آلود کرده و با ترفندهای مختلف سیاسی و تبلیغاتی، آژانس، شورای امنیت و تمام کشورهای ریز و درشت جهان را در برابر برنامه هسته‌ای ایران قرار دهند، تا از این رهگذر، فضای لازم برای اعمال محدودیت‌های جامع اقتصادی و سیاسی روی ایران ایجاد شود. آنها توانسته بودند از این فرصت برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران و وارد آوردن فشاری بی‌سابقه بر مردم و دولت استفاده کنند و با استناد به همین بهانه عامه‌پسند، وضعیتی به وجود آورند که حتی مانع از وتوی روسیه و چین در شورای امنیت شوند و چندین قطعنامه فصل هفتمی علیه ایران بگیرند.

مهارتی که ایران در بازی به خرج داد این بود که این کارت را از دست امریکا خارج کرد. تمامی فریادهای مخالفان برجام در امریکا نیز ناشی از همین است. وگرنه خود آنها به خوبی می‌دانند که برجام تمامی تضمین‌های لازم را برای پیشگیری از تولید سلاح هسته‌ای در ایران فراهم می‌کند؛ آن هم سلاحی که ایرانیان به دنبال آن نبوده و نیستند.

اما مشکل اصلی برجام از دید آنها، اصلا ربطی به برنامه هسته‌ای ایران ندارد. مشکل این است که برجام باطل السحر دسیسه‌هایی بود که با بهانه برنامه هسته‌ای، موفق شده بود همه کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، حتی کشورهای دوست ایران را وادار به عدم همکاری با ایران کرده و حلقه محکمی از جنس فشارها و تحریم‌های مختلف گرد ایران ایجاد کنند.

از دست دادن این فرصت عظیم، چیزی است که سوگوار آن هستند؛ لذا قطعا لازم است همه ما، در عین تلاش خستگی‌ناپذیر برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از فضای پسابرجام در جهت رشد صنعتی و اقتصادی کشور و تحکیم روابط مبتنی بر همکاری با سایر دولت‌ها و در عین هوشیاری و اقدام قاطع برای مقابله با بدعهدی‌ها و کژروی‌های امریکایی‌ها در اجرای برجام، به یک نکته بسیار مهم نیز توجه داشته باشیم و آن هم ضرورت پرهیز از هرگونه گفتار یا رفتاری است که با سیاست کلان اعلامی کشور در مورد سلاح هسته‌ای و با فتوای قاطع رهبری نظام در خصوص حرمت قطعی این سلاح‌ها همخوان و همسو نباشد و بهانه لازم را برای سوءاستفاده بدخواهان در اختیار آنها قرار دهد. والعاقل یکفیه الاشاره.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

گزینه دیگری جز برجام نبود

[ad_1]

ظريف در دومين سالگرد توافق هسته‌ای:

دو سال بعد از دستیابی به توافق هسته‌ای در وین، برخی شرکای این توافق از مزایای دستیابی به آن سخن گفتند. «بوریس جانسون»، وزیر خارجه انگلیس، از جمله این افراد است؛ اما محمدجواد ظریف که برای حضور در نشست عالی‌رتبه سیاسی سازمان ملل به نیویورک رفته، در این شهر از بدرفتاری آمریکا در عمل به این توافق گلایه کرد.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه شرق، محمدجواد ظریف گفت: «آمریکا با اجازه‌ندادن به ایران در بهره‌بردن از منافع کامل برجام در عمل‌کردن به روح این توافق شکست خورده است».

دو سال پیش بعد از ١٨ ماه مذاکره در وین بین ایران و وزرای خارجه کشورهای ١+۵، توافق هسته‌ای ملقب به برجام به دست آمد. بر مبنای این توافق در ازای پذیرش محدودیت‌هایی در برنامه هسته‌ای ایران همه تحریم‌های هسته‌ای ایران لغو شد.

اروپا و روسیه و چین اصلی‌ترین شرکای ایران در روابط تجاری بعد از برجام هستند؛ اما آمریکا با تغییر دولت جزء بدعهدان این توافق به حساب می‌آید. براساس بندهای ٢۶ تا ٢٩ توافق، کشورها باید توافق را با حسن‌نیت اجرا کنند و زمینه‌های سرمایه‌گذاری در ایران را فراهم کنند؛ اما دولت ترامپ اکنون خلاف این عمل می‌کند.

محمدجواد ظریف در بدو ورود به نیویورک در جمع خبرنگاران درباره برجام تصریح کرد: «توافق هسته‌ای یک توافق چند‌جانبه است که در نتیجه سال‌ها مذاکره و همچنین فشار و البته شکست در دستیابی به نتیجه دلخواه از سوی کسانی که اعمال‌کننده آن فشارها بر مردم ایران بودند، حاصل شده است. هیچ گزینه دیگری وجود نداشت؛ به جز اینکه توافق حل‌وفصل‌شده‌ای حاصل شود و فکر می‌کنم در آخر کار همه مشاهده خواهند کرد که این توافق بهترین نتیجه ممکن را برای همه طرفین خواهد داشت».

او افزود: «قطعا هیچ‌یک از طرفین در این توافق به هر آنچه می‌خواسته به‌طورکامل دست نیافته است و این ماهیت یک توافق چندجانبه است. در نتیجه ما انتظار داریم همه طرفین به این توافق عمل کنند». به گزارش خبرگزاری صداوسیما، او ادامه داد: «متأسفانه آمریکا ضمن اینکه حداقل ماندگاری را در این توافق داشته است؛ ولی با اجازه‌ندادن به ایران در بهره‌بردن از منافع کامل این توافق در عمل‌کردن به روح این توافق شکست‌ خورده است و ما بر این باوریم که آنان در موضع خودشان بازنگری کنند؛ زیرا این امر به سود پایداری این توافق نیست».

 

ظریف و تیلرسون دیدار ندارند

همچنین ظریف در پاسخ به اینکه آیا در این سفر با نمایندگان کنگره یا احتمالا با همتای آمریکایی خود دیداری خواهید داشت، گفت: «هیچ دیداری بین من و همتای آمریکایی‌ام برنامه‌ریزی نشده است. در نظر دارم نه با مقام‌های آمریکایی بلکه با جامعه خردمندان که در سیاست‌گذاری آمریکا تأثیرگذار هستند، دیدارهایی داشته باشم».

 

توافق هسته‌ای مؤثر بوده است

وزیر امور خارجه انگلیس نیز هم‌زمان با دومین سال حصول توافق هسته‌ای تأکید کرد: «برجام توافقی مؤثر است و ما بر این باوریم که بهترین گزینه برای جامعه بین‌الملل به شمار می‌آید».

به گزارش ایسنا، «بوریس جانسون»، وزیر امور خارجه انگلیس، در یادداشتی که هم‌زمان با دومین سالروز توافق هسته‌ای ایران و گروه ١+۵ در روزنامه «واشنگتن‌پست» منتشر شده است، به تکرار ادعای غرب و آمریکا مبنی بر اینکه ایران پیش از حصول برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) تنها چند ماه تا دستیابی به مواد هسته‌ای کافی برای ساخت تسلیحات هسته‌ای فاصله داشت، پرداخت و یادآور شد که بدون حصول این توافق در منطقه‌ای که خود پر از مشکلات و ناآرامی است، وضعیت می‌توانست از این هم بدتر باشد.

«جانسون» در ادامه با اشاره به دستاوردهای برجام و اینکه ایران پس از اجرای توافق تعداد سانتریفیوژها و ذخیره اورانیوم با غنای پایین خود را به میزان درخور‌توجهی کاهش داده است، نوشت: «برنامه جامع اقدام مشترک مؤثر است و ما معتقدیم که این توافق بهترین گزینه برای جامعه بین‌الملل به شمار می‌آید. حقیقت این است که بدون این توافق که دو سال پیش حاصل شد، در خاورمیانه ممکن بود شاهد یک بحران دیگر باشیم؛ منطقه‌ای که خود درگیر بحران‌های متعدد است».

او با ادعای اینکه ایران با توافق برجام دست‌کم یک سال تا دستیابی به اورانیوم مورد نیاز با غنای مناسب برای تولید یک بمب فاصله دارد، نوشت: «با وجود توافق هسته‌ای سازمان‌های بین‌المللی درحال‌حاضر بیشترین نظارت را بر تأسیسات هسته‌ای ایران دارند و آنها تأکید می‌کنند که ایران به تعهدات خود در توافق پایبند است.

افزایش زمان گریز هسته‌ای ایران به یک سال نیز به ما اجازه می‌دهد تا بتوانیم در صورت هرگونه نقض توافق به‌درستی واکنش نشان دهیم؛ اما اگر این توافق نابود شود، چه اتفاقی می‌افتد؟

حقیقت این است که ایران، نه آمریکا و انگلیس به بیشترین آزادی عمل دست پیدا خواهد کرد. مقامات ایران بدون هیچ‌گونه محدودیت در برنامه هسته‌ای قادر خواهند بود سانتریفیوژها و ذخیره اورانیوم را بازگردانند. نتیجه ایرانی خواهد بود که تلاش می‌کند ظرفیت خود به‌عنوان یک کشور در آستانه هسته‌ای‌شدن را بازگرداند؛ در‌حالی‌که اسرائیل را همچنان تهدید و از متحدانش در خاورمیانه حمایت می‌کند.

گزینه‌های پیش‌روی ‌آمریکا و انگلیس نیز تنها بازگرداندن تحریم‌هاست. البته این حقیقت دارد که توافق هسته‌ای هرگز قرار نبوده تمام مشکلات ما را با ایران حل کند و ما مانند آمریکا هنوز نگران نقش ایران در منطقه هستیم».  درهمین‌حال سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا تأکید کرد که واشنگتن تا زمان تکمیل‌شدن بازنگری سیاست‌هایش در قبال ایران، به توافق برجام پایبند خواهد بود.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع