برجام برای همه برد-برد نبود

[ad_1]

بهزاد صابري:

برجام به دومین سالگرد پایان مذاکرات و نهایی شدن متن خود رسیده است و در این مدت، قضاوت اکثریت قریب به اتفاق دولت‌ها، احزاب، متفکران و صاحب نظران این بوده است که برجام برای همه طرف‌های آن و برای جامعه بین‌المللی در کلیت آن، یک توافق برد-برد بوده است.

به گزارش عطنا، بهزاد صابری، پژوهشگر مسائل حقوقی و بین‌المللی در یادداشتی در روزنامه اعتماد با اشاره به سالگرد برجام از دسته بندی موافقان و مخالفان این توافق‌نامه یادی کرده ات که خواندن آن خالی از لطف نیست.

بگذریم که در این میان، یک گروه از بازیگران، برجام را برای خود یکسره «باخت» دیده اند؛ یعنی کسانی که علی الاصول با جمهوری اسلامی ایران در موضع ضدیت هستند و برجام را به این عنوان که موجب کاهش چشمگیر تهدیدها علیه ایران و افزایش قدرت ملی ایران شده است، به زیان خود ارزیابی کرده‌اند. در این گروه، از بازیگران ورشکسته و به آخر خط رسیده‌ای همچون منافقین تا رژیم صهیونیستی و برخی دولت‌های منطقه‌ای را می‌شود دید.

از جنبه حقوقی، ایران پیش از اینها با عضویت در معاهده عدم اشاعه هسته‌ای (ان پی تی)، همپای اکثریت قاطع دولت‌های جهان به لحاظ حقوقی بین‌المللی تعهد کرده بود که هیچگاه در پی تولید یا به دست آوردن سلاح‌های هسته‌ای نباشد. از سوی دیگر، به لحاظ سیاسی و استراتژیک بسیاری از صاحبنظران معتقد بوده و هستند که اصولا به لحاظ واقعیت‌های جغرافیایی، جمعیتی و انسانی در منطقه خاورمیانه، سلاح هسته‌ای به لحاظ امنیتی برای ایران ارزش افزوده‌ای به همراه نداشته و بلکه با ایجاد مسابقه هسته‌ای و دستیابی احتمالی سایرین در منطقه به این سلاح‌ها، سطح رقابت‌های منطقه‌ای از سطح توانایی‌های متعارف نظامی (که ایران بی‌تردید جزو قدرتمندترین‌ها در منطقه است) به سطح توانایی‌های نظامی هسته‌ای تغییر کرده و این موجب به سایه رفتن برتری‌های ایران در حوزه متعارف می‌شود.

اگرچه بحث در این دو حوزه یعنی حقوقی و سیاسی-راهبردی موافقان و مخالفان بسیاری دارد و نمی‌شود به یک نتیجه قطعی رسید، اما واقعیت این است که از زمان اعلام نظر فقهی رهبر معظم انقلاب مبنی بر حرمت سلاح‌های هسته‌ای، تکلیف لااقل در نظام اسلامی ما به به صورت قطعی روشن شده است و لذا سایر بحث‌ها از قبیل اینکه آیا خروج از ان‌پی‌تی به لحاظ حقوقی ممکن است یا خیر و آیا به لحاظ سیاسی و راهبردی برخوردار بودن ایران از سلاح هسته‌ای به ارتقای امنیت ملی ایران کمک می‌کند یا لطمه می‌زند، دیگر موضوعیت ندارد.

و یک نکته بسیار مهم اینکه این فتوای ارزشمند نه یک ابزار سیاسی و تبلیغاتی، بلکه نظر فقهی یک مرجع تقلید شیعی است که در جایگاه ولایت فقیه و رهبری نظام دینی نشسته است. یعنی فارغ از تاثیر داشتن یا نداشتن سیاسی این نظر فقهی در نگاه طرف‌های مقابل و در نگاه جامعه بین‌المللی، این فتوا برای تمام ارکان نظام و برای آحاد ایرانیان تکلیف را روشن کرده است.

و البته این بسیار ناگوار بود که کشور ما متحمل آن همه فشار و هزینه شود، به اتهام چیزی که نه تنها به دنبال آن نبوده و نیست، بلکه اصولا در دکترین امنیتی و نظامی آن نیز جایی نداشته و بالاتر از آن، به لحاظ فقهی هم برای آن حرمت قایل است. در نتیجه لازم بود در برابر سیل عظیم اتهامات و دسیسه‌ها، تدابیری اندیشیده شود. بزرگ‌ترین هنر نظام این بود که در قالب برجام توانست ضمن حفظ تمامی قابلیت‌هایی که برای پیشبرد برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای خود نیاز دارد، از طریق تدابیر مورد توافق این اطمینان خاطر را به لحاظ عینی ایجاد کند که به سوی تولید سلاح هسته‌ای نخواهد رفت و از این طریق، رشته‌های تحریمی تنیده شده دور دست و پای ایران را پاره کند.

به بیانی بسیار ساده، ایران در «داد و ستد» برجام، تنها یک چیز داد و آن هم چیزی بود که هرگز نخواسته بود، نمی‌خواست و به لحاظ شرعی نیز حرمت داشت. در سوی مقابل، اگرچه متن برجام برای هم ایران و هم امریکا برد- برد است، اما با خواندن میان خطوط می‌توان گفت که امریکا در یک چارچوب کلان مغبون شده است. امریکایی‌ها اگرچه توانسته بودند بسیاری را قانع کنند که ایران در مسیر دستیابی به بمب هسته‌ای حرکت می‌کند و بسیاری دیگر را هم لااقل به تردید بیندازند، اما خودشان به روشنی می‌دانستند که چنین چیزی صحت ندارد و برنامه هسته‌ای ایران به دنبال تولید سلاح نیست.

امریکایی‌ها در سال ٢٠٠٧ در یک اعتراف ناقص و نصفه و نیمه، تا اینجای قضیه را آشکارا اذعان کردند که بر اساس جمع‌بندی مجموعه ١۶ سازمان اطلاعاتی و جاسوسی‌شان، لااقل از سال ٢٠٠٣ میلادی به بعد ایران هیچ برنامه‌ای برای سلاح هسته‌ای نداشته است. با این وجود با زیرکی و خباثت توانستند آب را گل آلود کرده و با ترفندهای مختلف سیاسی و تبلیغاتی، آژانس، شورای امنیت و تمام کشورهای ریز و درشت جهان را در برابر برنامه هسته‌ای ایران قرار دهند، تا از این رهگذر، فضای لازم برای اعمال محدودیت‌های جامع اقتصادی و سیاسی روی ایران ایجاد شود. آنها توانسته بودند از این فرصت برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران و وارد آوردن فشاری بی‌سابقه بر مردم و دولت استفاده کنند و با استناد به همین بهانه عامه‌پسند، وضعیتی به وجود آورند که حتی مانع از وتوی روسیه و چین در شورای امنیت شوند و چندین قطعنامه فصل هفتمی علیه ایران بگیرند.

مهارتی که ایران در بازی به خرج داد این بود که این کارت را از دست امریکا خارج کرد. تمامی فریادهای مخالفان برجام در امریکا نیز ناشی از همین است. وگرنه خود آنها به خوبی می‌دانند که برجام تمامی تضمین‌های لازم را برای پیشگیری از تولید سلاح هسته‌ای در ایران فراهم می‌کند؛ آن هم سلاحی که ایرانیان به دنبال آن نبوده و نیستند.

اما مشکل اصلی برجام از دید آنها، اصلا ربطی به برنامه هسته‌ای ایران ندارد. مشکل این است که برجام باطل السحر دسیسه‌هایی بود که با بهانه برنامه هسته‌ای، موفق شده بود همه کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، حتی کشورهای دوست ایران را وادار به عدم همکاری با ایران کرده و حلقه محکمی از جنس فشارها و تحریم‌های مختلف گرد ایران ایجاد کنند.

از دست دادن این فرصت عظیم، چیزی است که سوگوار آن هستند؛ لذا قطعا لازم است همه ما، در عین تلاش خستگی‌ناپذیر برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از فضای پسابرجام در جهت رشد صنعتی و اقتصادی کشور و تحکیم روابط مبتنی بر همکاری با سایر دولت‌ها و در عین هوشیاری و اقدام قاطع برای مقابله با بدعهدی‌ها و کژروی‌های امریکایی‌ها در اجرای برجام، به یک نکته بسیار مهم نیز توجه داشته باشیم و آن هم ضرورت پرهیز از هرگونه گفتار یا رفتاری است که با سیاست کلان اعلامی کشور در مورد سلاح هسته‌ای و با فتوای قاطع رهبری نظام در خصوص حرمت قطعی این سلاح‌ها همخوان و همسو نباشد و بهانه لازم را برای سوءاستفاده بدخواهان در اختیار آنها قرار دهد. والعاقل یکفیه الاشاره.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع