شبکه‌های محبوب در فضای مجازی/ رفتارشناسی کاربران ایرانی

[ad_1]

به گزارش عطنا به نقل از دنیای اقتصاد، تلگرام و اینستاگرام دیگر تقریبا برای اغلب مردم ایران شناخته‌شده‌ترین ابزار ارتباطی هستند. مدیر شرکت زیرساخت یکشنبه شب در یک برنامه تلویزیونی گفت که از محتوای خارجی مصرفی کاربران اینترنت در ایران ۲۵ درصد مربوط به تلگرام و ۱۵ درصد مربوط به اینستاگرام است. برای نمونه، پیام‌رسان تلگرام در مدت زمان کوتاهی توانست جایگزین اپراتورهای موبایلی داخلی برای ارسال پیام و تبدیل به محبوب‌ترین شبکه اجتماعی و پیام‌رسان در بین کاربران ایرانی شود. نظرسنجی که اخیرا توسط سایت تحقیقات آنلاین «نظر بازار» و سایت خبری تحلیلی«تکراسا» انجام شده، نشان می‌دهد که ۷۵ درصد پاسخگویان به این نظرسنجی در تلگرام حساب کاربری فعال دارند.

این نظرسنجی از ۳۷۰۷نفر فرد بالغ بین ۱۸ تا ۶۵سال درباره رفتارشناسی افراد در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های پرطرفدار بین ایرانیان انجام شده است. در این نظرسنجی که ۷۶درصد آن را مردان تشکیل می‌دهند، مشخص شد اینستاگرام، دومین شبکه اجتماعی بوده که در بین حدود ۵۳درصد این افراد طرفدار دارد، این در حالی است که با اختلاف اندکی تلگرام در میان زنان و اینستاگرام در میان مردان محبوب‌تر است. البته آمار نشان می‌دهد امکان برقراری تماس صوتی و تصویری آنلاین از طریق واتس‌اپ باعث شده این پیام‌رسان بتواند از سایر رقبای خود در دنیای ارتباطات جلوتر باشد و اپلیکیشن آن روی گوشی ۳۵درصد این افراد جای بگیرد. در این میان، با وجود محدودیت‌های فیلترینگ اعمال شده بر برخی شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس، لینکدین و توییتر افراد در این شبکه‌ها حساب کاربری داشته و فعالیت می‌کنند و محبوبیت آنها همچنان از شبکه‌های اجتماعی داخلی بیشتر است که براساس این نظرسنجی تعداد فعالان در شبکه‌های داخلی به مرز پنج درصد هم نمی‌رسد و در حد شبکه‌های کم‌طرفدار مانند پینترست و تامبلر است.

براساس آنچه در این نظرسنجی آمده، عمده دلیل گشت‌زدن افراد در اینترنت و فضای مجازی جست‌وجوی مطالب است که البته در این زمینه زنان از مردان پیشروتر بوده و مطالب بیشتری را دنبال می‌کنند. همچنین اهداف کاری اعم از ارسال ایمیل، پیام کاری، اجرای ویدئوکنفرانس و … باعث شده بخشی از وقت افراد در این فضا سپری شود. در این میان فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و اطلاع از اخبار روز دیگر عامل محبوبیت فضای مجازی در بین کاربران ایرانی شده است. البته سرگرمی و انجام امور بانکی نیز از آن دست فعالیت‌های آنلاین این افراد بود تا بخشی از کارهایشان را مبتنی بر خدمات الکترونیکی انجام دهند. همچنین نتایج این نظرسنجی حاکی از آن است که افراد معمولا در ساعات بین ۱۹ تا ۲۲ وقتشان را در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها صرف می‌کنند و در این میان، حضور زنان در این رسانه‌ها نسبت به مردان بیشتر است. به عبارت دیگر، این ساعات زمان طلایی برای صاحبان کسب و کارهایی است که روی تبلیغات آنلاین در این رسانه‌های نوظهور سرمایه‌گذاری کرده‌اند. نکته جالب به‌دست آمده از این نظرسنجی نشان می‌دهد با وجود اینکه مراجعه و پیگیری مطالب در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان وقت قابل‌توجهی از افراد را اشغال می‌کند، با این حال تقریبا نیمی از این افراد، آنها را به‌عنوان یک منبع موثقی برای اطلاعات و اخبار نمی‌دانند.

تلگرام

پیام‌رسان تلگرام، صرف‌نظر از گروه سنی و… افراد، محبوب‌ترین اپلیکیشن ارتباطی در میان کاربران ایرانی است که به لطف راه‌اندازی اینترنت پرسرعت به ویژه ۳G و ۴G همیشه در دسترس افراد بوده و در واقع، به یکی از کانال‌های راه‌اندازی کسب و کار عمدتا برای زنان تبدیل شده است. آمار به نقل از نظرسنجی مذکور گویای این امر است که ۹۰درصد افراد روزانه حساب کاربری خود را در تلگرام چک می‌کنند، این در حالی است که حدود ۳۰درصد این افراد همیشه آنلاین و از آن دست افراد مسوولیت‌پذیر هستند و به محض دریافت پیام، آن را پاسخ می‌دهند. البته زنان نسبت به مردان بیشتر به این پیام‌رسان سر می‌زنند. اکثر آنها در هر بار مراجعه حدود یک تا ۲۰دقیقه زمان برای چک کردن پیام در تلگرام صرف می‌کنند و به شکل قابل‌توجهی در برخی از این افراد زمان صرف‌شده به یک ساعت نیز می‌رسد. بیشترین زمان مراجعه افراد به این پیام‌رسان بین ساعات ۱۶ تا ۲۲ است که عمدتا برای معاشرت با اقوام و آشنایان، تفریح و سرگرمی و ارتباط کاری صرف می‌شود.

اینستاگرام

شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از شبکه‌های محبوب بین ایرانی‌ها بوده که به‌نظر می‌رسد تریبون خوبی برای افراد شناخته‌شده جهت اظهارنظر و ارسال پیام است. همین امر باعث شده، ۷۶درصد افراد حاضر در این نظرسنجی هر روز به اینستاگرام سر بزنند و در این میان زنان مشتری پروپا قرص‌تری باشند. ظاهرا مصرف بالای حجم اینترنت باعث می‌شود که تعداد دفعات مراجعه اکثر افراد به اینستاگرام کمتر از ۵بار در روز باشد و عمدتا در هر بار ورود بین یک تا ۲۰دقیقه در آن وقت می‌گذرانند. یکی از دلایل مراجعه افراد به اینستاگرام آگاهی گرفتن از کالا یا خدمات است، پس بهتر است مدیران بازاریابی شرکت‌ها یک برنامه تبلیغاتی مخصوص فضای اینستاگرام برای ساعت‌های ۱۹ تا یک بامداد داشته باشند.

واتس‌اپ

امکان معاشرت با اقوام و دوستان از طریق تماس‌های صوتی و تصویری واتس‌اپ باعث شده این پیام‌رسان همچنان در بین کاربران ایرانی محبوب باشد و بنا بر این نظرسنجی ۶۶درصد افراد هر روز به آن سر می‌زنند. البته به دلیل کاربری کم این پیام‌رسان تعداد دفعات مراجعه در روز کمتر از ۵بار بوده و عمدتا بین یک تا پنج دقیقه است، با این حال، بخش قابل‌توجهی از این افراد بعضا در هر مراجعه تا یک ساعت هم وقت صرف می‌کنند و عموما این مراجعات در ساعات ۱۹ تا ۲۲ است.

فیس‌بوک و گوگل پلاس

مسدود شدن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و گوگل‌پلاس بهانه‌ای شد تا افراد از این دو شبکه اجتماعی دست بکشند و با روی کار آمدن رقبای جدید مانند تلگرام و اینستاگرام، آنها را به بوته فراموشی بسپارند یا صرفا به‌خاطر آشنایی به افراد جدید و برای تفریح و سرگرمی به این شبکه‌ها سر بزنند. به این ترتیب، مراجعات افراد به نسبت کمتر شده و تنها ۲۵درصد این افراد روزانه حساب کاربری خود را در فیس‌بوک چک می‌کنند که آن هم کمتر از ۵بار بوده و عمدتا بین یک تا ۱۰دقیقه است. همه این اطلاعات حاکی از آن است که فیس‌بوک یا گوگل‌پلاس فضای مناسبی برای تبلیغات آنلاین کسب و کارهای ایرانی نیست.

توییتر

به‌نظر می‌رسد، فضای ساده ۱۴۰کاراکتری توییتر که می‌توان به آن عکس یا ویدئویی را افزود فضای مناسبی برای آن دسته از صاحبان کسب و کاری است که به دنبال برندسازی شخصی هستند زیرا این نظرسنجی نشان می‌دهد یکی از دلایل مراجعه افراد به توییتر برای برندسازی شخصی است، هدفی که در دیگر شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان دنبال نمی‌شود. البته فضای متنی توییتر خلاقیت خاصی را می‌طلبد و همین امر باعث شده کاربران این شبکه از اقشار خاصی باشند که بعضا آغاز‌کننده برخی جریان‌های اجتماعی و فرهنگی از طریق همین شبکه اجتماعی متنی هستند. به هر حال، ۲۳درصد افراد مصاحبه‌شونده در این نظرسنجی هر روز به توییتر سر می‌زنند، البته این رقم در بین زنان تا ۳۵درصد هم می‌رسد که عموما از پیام‌ها و اتفاقات حساب کاربری در روز کمتر از ۵بار بین یک تا ۱۰دقیقه خبر می‌گیرند و این هم عمدتا بین ساعات ۱۹ تا ۲۲ است. از نظر این افراد توییتر فضای خوبی برای تفریح و سرگرمی و آشنایی با افراد جدید است.

لینکدین

لینکدین یک شبکه اجتماعی است که براساس روابط تجاری، مهارت و حرفه کاربران آن شکل گرفته است.ممکن است به اندازه شبکه‌های اجتماعی عادی جذاب نباشد، ولی برای آن دسته از متخصصان که به دنبال به اشتراک گذاشتن تخصص و تجربه خود و یادگیری از دیگران هستند، فضای خوبی است و همین امر باعث شده لینکدین در مقایسه با سایر شبکه‌ها منبع موثق‌تری برای اطلاعات و اخبار باشد. با این حال، در این نظرسنجی ۱۰درصد که عمدتا مردان بودند، اعلام کردند که در این شبکه اجتماعی حساب کاربری دارند و تعداد کاربران فعال کمتر از ۵درصد است. این در حالی بوده که میزان مراجعه به لینکدین معمولا ۲ یا ۳بار در روز آن هم ساعات ۸ تا ۱۲ صبح و حدود یک تا ۱۰دقیقه است. همان‌طور که انتظار می‌رود هدف اصلی از ایجاد حساب کاربری در این شبکه ارتباط کاری بوده، با این حال، از نظر افراد پاسخگو لینکدین فضای مناسبی برای آشنایی با افراد جدید، تبلیغات و برندسازی شخصی است.

جدول‌های آماری:

[ad_2]

لینک منبع

تشکیلات انقلابی اصول‌گرایان در آستانه فروپاشی

[ad_1]

جمنا در نقطه صفر قرار گرفت؛

محوریت جدید اصول‌گرایان با چالش تکراری چند‌دستگی مواجه شده است؛ آن هم درست ۵۰ روز بعد از آخرین شکست این جریان فکری با تمام سازماندهی و لجستیک سیاسی‌اش که برای شکست حسن روحانی و تفکر اصلاحات و اعتدال تدارک دیده بود.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه وقایع‌اتفاقیه، جمنا که نام خلاصه‌شده نیروهای مردمی انقلاب است، پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری و در اسفند سال گذشته شکل گرفت تا جبرانی باشد بر فقدان رهبری اصول‌گرایان که دو انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ و انتخابات مجلس شورای اسلامی را به رقیب واگذار کردند؛ جبهه و تشکلی سیاسی که به زعم بسیاری از تحلیلگران سیاست داخلی، بی‌پشتوانه و حمایت احزاب و تشکل‌های قدیمی اصول‌گرا علم هدایت و رهبری را بلند کرد اما در نهایت نتوانست گزینه واحد این جریان را به میدان رقابت‌های انتخاباتی راهی کند.

جمنا مشابه دیگر احزاب و گروه‌های سیاسی، طی ۱۰ سال گذشته به‌واسطه حذف بزرگان و میانه‌روهای اصول‌گرا، جان گرفت و چهره‌های شاخص آن مردان و زنانی هستند که همراهان و یاران درجه دو احمدی‌نژاد خوانده و شناخته می‌شوند؛ همان‌ها که رفت‌وآمدهای زیگزاگی به فضای سیاسی دارند و پیش‌بینی رفتار و عملکردشان حتی خارج از توان و ظرفیت بزرگان اصول‌گرا و برهم‌زننده نظم حاکم بر این جریان است.

اکنون با گذشت نزدیک به دو ماه از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری زمزمه‌هایی از انشعاب، کناره‌گیری و چنددستگی در این جبهه نوپا شنیده می‌شود که چندان هم دور از انتظار نیست. برخی از مخالفان جمنا از اساس مخالف ماندگاری این تشکیلات هستند و عمر آن را پایان‌یافته تلقی می‌کنند. برخی دیگر معتقدند جمنا می‌تواند در نقش یک پارلمان باشد و روند را دموکراتیک کند، به شرطی که از حالت فعلی خارج شود.

جمنا وقتی پدید آمد قبل از اینکه هدفش انتخاب یک نامزد واحد برای اصول‌گرایان باشد یک هدف دیگر را به‌عنوان دستور کار اصلی در نظر داشت: «چگونه نامزدهای مدعی، بدون هزینه حذف شوند.» واقعیت این بود که آنها نامزد خود را از مدت‌ها قبل انتخاب کرده بودند. برنامه فقط این بود که چگونه می‌توان با روندی دموکراتیک سایر گزینه‌ها را از میدان خارج کرد. در روزهای آخر که فقط چند نفر مانده بودند محمدباقر قالیباف هم داستان را فهمید، عزم رفتن کرد اما او را نگه داشتند. او قرار بود کاراکتر مهم‌تری داشته باشد؛ «بازیگر نقش مکمل».

کسانی مانند سعید جلیلی هم که دقیقا از فردای انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ کار برای نامزدی در انتخابات ۹۶ را آغاز کرده بودند با روندی پیچیده از میدان بازی حذف شدند. قالیباف رفت، نامزد نهایی جمنا رونمایی و انتخابات برگزار شد و اصول‌گرایان دوباره شکست خوردند. این اولین نمره در کارنامه جمنا بود.

حالا که انتخابات تمام شده حرف و حدیث درباره جمنا هم زیاد شده است. بانیان آن می‌خواهند جمنا بماند اما کسانی هم که با این خواسته مخالفند کم نیستند؛ از محمدرضا باهنر گرفته تا چهره‌های جبهه پایداری. آنها دیگر نمی‌خواهند سایه جمنا روی دوششان سنگینی کند.

 

محمدتقی رهبر: تغییرات جمنا به صلاح این جبهه نیست

خبرهای رسیده حکایت از آن دارد که برنامه اصلی، رونمایی از چهره جدیدی از جمنا‌ست. نام آن را بازسازی گذاشته‌اند و ترمیم تشکیلاتی. به گزارش خبرآنلاین، محمدحسن آصفری، عضو جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی اولین فردی بود که برخی از این تغییرات را رسانه‌ای کرد. بنا به گفته‌های او، گویا پرویز سروری رئیس استان تهران جمنا شده و فدایی از جمنا جدا شده و جانشینی برای او انتخاب شده است. او در عین ‌حال گفته است: «جمنا تا نگاهش از پایتخت به نیروهای نخبه سطح استان‌ها تغییر نکند و بعضی افراد که مردم دیگر به آنها اقبال ندارند کنار نروند، اتفاق جدیدی نمی‌افتد.

به عبارت دیگر اگر دائم بخواهیم افرادی را در رأس جمنا تکرار کنیم، با توجه به اینکه تجربه نشان داد آنها با اقبال عمومی مواجه نیستند توفیقی کسب نمی‌شود. هر چند این افراد، نیروهای درست و توانمند هستند اما آن مردم کف خیابانی که می‌خواهیم آنها را به میدان بیاوریم حضورشان را در رأس مجموعه نمی‌پذیرند؛ بنابراین اگر صرفا نیت آن باشد که نیروهای پایتخت در مجموعه جمنا جابه‌جا شوند و همچنان چهره‌‌های نخبه و سوخته‌نشده کنار بمانند، مطمئنا این تغییرات نیز نمی‌تواند در سرنوشت نیروهای انقلاب اثرگذار باشد.»

اما در همین حال محمدصالح جوکار درباره اصلاح ساختار جمنا با هدف گسترده‌شدن چتر این مجموعه گفت: «مطالبات مردم متنوع است و باید به گونه‌ای این تغییرات انجام شود که بیشترین جذابیت را برای مردم ایجاد کند. با سرمایه‌گذاری روی نیروهای جوان، خلاق و توانمند امروز می‌توانند در عرصه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خدمات خوبی را به مردم بدهند.»

وی افزود: «امروز تغییر و تحولات در ساختار، تشکیلات، مدیران و سازوکارهای رسیدن به یک جبهه حداکثری با حضور همه اقشار مختلف مردم در جمنا دنبال می‌شود اما هنوز به جمع‌بندی نرسیدیم. درواقع نظرات اعضا و کارشناسان را در موضوعات چشم‌انداز، رسالت و ساختار گرفتیم و در حال بررسی هستیم؛ البته همان‌گونه که نامزد نهایی خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری با رأی عمومی انتخاب کردیم، بعد از جمع‌بندی، ساختار، تشکیلات و سازوکارهایمان را هم با همین روش کار مصوب و اجرایی می‌کنیم.»

عضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یادآوری کرد: چشم‌انداز ما همان چشم‌انداز جمهوری‌اسلامی در ۱۴۰۴ است؛ البته برنامه کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در نظر گرفتیم و طبق آن جلو می‌رویم. وی درباره چرایی تغییر معاون سیاسی جمنا و رفتن حسین فدایی تأکید کرده است: اینها شایعه است و هر کس هم گفته اطلاعی نداشته، خلاصه آنکه فعلا تغییری رخ نداده و در حال بررسی هستیم.

جوکار درباره پیوستن جبهه پایداری به جمنا گفت: هر کدام از نیروهای انقلابی و ارزشی مایل باشند می‌توانند بیایند در وحدت حداکثری و ایجاد توان مضاف در عرصه خدمت به مردم، جبهه مردمی نیروهای انقلاب را همراهی کنند. این دعوت برای دوره‌ای خاص نبوده و قرار است جبهه مردمی تداوم داشته باشد.

در اظهار‌نظری دیگر حجت‌الاسلام محمد‌تقی رهبر، فعال سیاسی اصول‌گرا و یکی از اعضای جمنا با بیان اینکه تغییراتی که در جمنا رخ می‌دهد اصلا به صلاح این جبهه نیست، خاطرنشان کرد: بنده معتقدم که ما چوب این تغییرات و جدایی‌ها را خورده‌ایم و دیگر نباید این رفتارها را تکرار کنیم.

آقایانی که همدل و همراه هستند باید حرکتی را که شروع کرده‌اند ادامه بدهند. این کشور مسائل مختلفی اعم از سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد؛ جمنا و احزاب اصول‌گرا باید همسو با خواسته‌ها و اصول خود حرکت کنند.

وی ادامه داد: اصول‌گرایان متأسفانه مورد تهاجم بعضی از افراد قرار گرفته‌اند. اعتقاد دارم باید جریان اصول‌گرا اتفاقات را به صورت مداوم رصد کند. زمینه‌های خوبی برای اصول‌گرایان فراهم است که باید از این فرصت‌ها به خوبی استفاده کنند. هرچند عضو شورای مرکزی نیستم اما باید به ‌عنوان یک عضو این مسائل را به گوش دوستان برسانم.

وی البته از تغییرات رخ‌داده در شورای مرکزی جمنا اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: به صورت مداوم در جلسات شرکت نمی‌کنیم و عضو شورای مرکزی هم نیستیم، به‌همین‌دلیل از تغییرات و اتفاقات بی‌اطلاع هستیم و کسی از اعضا هم خبری را به ما نداده است. وی ادامه داد: معتقدم جمنا با توجه به تحرکاتی که در زمان انتخابات داشته، باید پایگاه و جایگاه خود را حفظ کند. جمنا نباید به صورت مقطعی و فقط برای انتخابات دست به فعالیت بزند. جمنا باید در تمامی مسائل مواضع خاص خود را داشته باشد و برای آینده سیاسی خویش فعالیت کند.

این اظهارات و برخی سخنان دیگر نشان می‌دهد که ماندگاری جمنا به این سادگی‌ها هم که برخی بانیان آن فکر می‌کردند، نیست. فعلا که پوست‌اندازی آغاز شده است، حتی اگر بدنه هم مخالف باشد.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

آزمایشگاه جامعه

[ad_1]

آیا دانشگاه‌های ما ظرفیت تدریس منشور حقوق شهروندی را دارند؟

دانشگاه را آزمایشگاه جامعه می‌خوانند و می‌دانند. عموما هر طرحی ابتدا با دانشگاهیان مطرح می‌شود، از آنها نظر خواسته می‌شود یا در دانشگاه‌ها انجام می‌شود. از مطالعات در پژوهش‌های علوم انسانی تا اختراعات و ابتکارات، دانشوران در قدم نخست هستند و آنها می‌توانند بگویند آن طرح‌ها و ایده‌ها در جامعه عملیاتی هستند یا نه.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه شهروند، مدتی پیش یکی از مدیران دولتی خبر داد که منشور حقوق شهروندی دولت، به‌عنوان یک ماده درسی به دانشگاه‌ها می‌رود، تا دانشجویان نه‌تنها به تحصیل آن بپردازند، بلکه آن را در خود و خانواده خود نهادینه کنند. گویا قرار است این منشور به‌عنوان یکی از واحد‌های اجباری- اختیاری دروس دانشگاهی قرار بگیرد.

تدریس منشور حقوق شهروندی در دانشگاه‌ها کمی جدی‌تر از دیگر واحد‌های درسی به نظر می‌رسد و تا جایی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که هفته گذشته معاون حقوقی رئیس‌جمهوری الهام امین‌زاده، در گفت‌وگو با ایسنا بیان کرد: «در حال پیگیری حقوق شهروندی در سطح آموزش و اطلاع‌رسانی هستیم و فکر می‌کنیم که این امر را باید با سرعت پیگیری کنیم، زیرا برای ما مهم است جوانان که عموما در مقطع کارشناسی میانگین سن ١٨ تا ٢۴‌سال دارند، مسئولیت‌های شهروندی، تکلیف‌های حقوقی و حقوق خود را خوب بشناسند و در این رابطه آموزش ببینند.»

امین‌زاده در زمینه چگونی ارایه این درس توضیح داد: «قرار بر آن است تا در کنار درس مهارت‌های زندگی یک درس دو واحدی به نام مهارت زندگی و رفتار شهروندی برای همه رشته‌ها در مقطع کارشناسی به‌صورت یک درس عمومی ارایه دهیم.»

اما این ابتدای درخواست‌های آموزش منشور حقوق شهروندی نیست، چراکه در همان ابتدا فاطمه سعیدی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پیشنهادی مبنی بر تدریس حقوق شهروندی در مدارس را داده بود.

جالب است بدانیم که این موضوع به اندازه‌ای حایز اهمیت بوده که در همان ابتدای ارایه منشور حقوق شهروندی آیت‌الله سیدمحمد سجادی از فقهای حوزه علمیه قم در این زمینه گفت: «با توجه به اهمیت موضوع و تاکید بر کرامت انسان، باید این منشور در مدارس و دانشگاه تبیین و از طریق رسانه‌ها به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود.» این امر نشان‌دهنده اهمیت ویژه این موضوع است که از ابتدا تاکنون مورد بحث بوده است. اما سوالی که در این مقوله می‌گنجد آن است که آیا دانشگاه‌های ما ظرفیت تدریس چنین درسی را دارند؟ یا آن‌که اساتید ما تا چه میزان بر منشور حقوق شهروندی اشراف دارند و خود نیازمند آموزش‌های ابتدایی در این زمینه نیستند؟

منشوری که به‌طور ویژه‌ای به برابری و عدالت توجه دارد و در نظریات اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. این امر تنها زمانی محقق می‌شود که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند، همچنین به فرصت‌های مورد نظر زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان داشته باشند.

باید درنظر داشت از دیگر الزامات این منشور؛ مشارکت اعضای جامعه در حوزه‌های مختلف است و در برابر حقوقی که دارند مسئولیت‌هایی را برعهده می‌گیرند تا از این حیث بتوانیم در راستای بهبود شرایط جامعه گام موثری برداریم. هدف از اجرای منشور حقوق شهروندی نظم و عدالت است.

حال با توجه به مقولاتی که گفته شد آیا دانشگاه‌های ما ظرفیت تدریس چنین درسی را در غالب دو واحد برای تک‌تک رشته‌های درسی دارند یا خیر؟ برای ملموس‌ترشدن این موضوع با کارشناسان گفت‌وگو کرده‌ایم.

نگاهی به تاکید تدریس منشور حقوق شهروندی

اگرچه از زمان ابلاغ منشور حقوق شهروندی در کشور ما چیزی نگذشته اما بازتاب‌های بسیاری را برای آموزش آن در پی داشته است. نسخه اولیه این سند در ۵آذر١٣٩٢ تهیه و تدوین شد و در ٢٩آذر ١٣٩۵ منشور حقوق شهروندی ایران به امضای رئیس‌جمهوری وقت، حسن روحانی رسید. رونمایی از این منشور موجب شد تا بسیاری از افراد به فکر آموزش آن در مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات باشند.

فاطمه سعیدی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای از رئیس‌جمهوری درخواست کرد «بخش‌هایی از قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی در قالب محتوای کتب درسی به دانش‌آموزان تدریس شود.» اما موضوع به همین جا ختم نشد و در پی این نامه محمد دوایی، سرپرست معاونت هماهنگی، پیگیری‌های ویژه و خدمات مدیریت دفتر رئیس‌جمهوری طی نامه‌ای به فخرالدین دانش‌آشتیانی خواستار بررسی و اقدام وزارت آموزش‌وپرورش درخصوص آموزش بخش‌هایی از قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی به دانش‌آموزان شد.

در این میان علمای قم هم بیکار نماندند و بر اهمیت تدریس منشور حقوق شهروندی تأکید کردند. آیت‌الله سیدمحمد سجادی در این زمینه گفته بود: منشور حقوق شهروندی باید به‌عنوان یک فرهنگ غنی اسلامی، دینی و مذهبی در همه محیط‌های فرهنگی جامعه تبیین شود و ضمانت اجرایی قوی پیدا کند.

انسان‌ها باید با رعایت قوانین و مقررات، از برخی حرکت‌ها، انحرافات و تغییر سبک زندگی و… در جامعه جلوگیری کنند و اگر این منشور، عملیاتی شود، بسیار برای جامعه ما، ایده‌ال است. اکنون الهام امین‌زاده بر این موضوع تاکید کرده و به‌گفته او قرار است از مهرماه به‌صورت ٢واحد درس اجباری-اختیاری در دانشگاه‌ها تدریس شود که هم‌اکنون درحال پیگیری این موضوع هستند.

آموزش حقوق شهروندی می‌تواند موثر واقع شود

نگاه کارشناس/ عباس تدین، حقوقدان و استاد دانشگاه

الهام امین‌زاده چندی پیش خبر تدریس دو واحد درسی تحت‌عنوان حقوق شهروندی را داد که این موضوع موافقان و مخالفان بسیار را نیز در پی داشت. عباس تدین، حقوقدان و استاد دانشگاه در این زمینه معتقد است: «عنوان حقوق شهروندی می‌تواند زیرمجموعه درس‌های حقوق آیین‌دادرسی باشد، زیرا رشته‌ای مجزا تحت عنوان حقوق شهروندی صحیح نیست، همچنین با نگاهی به گذشته ما تجربه راه‌اندازی برخی از رشته‌های زیرمجموعه علوم قضائی و خدمات اداری را داریم. به همین جهت ما در علوم قضائی و خدمات اداری رشته‌هایی را داریم که تابعی از رشته مستقل نیستند و زیرمجموعه رشته‌های حقوق بین‌الملل و ….. هستند.»

این وکیل پایه یک دادگستری با اشاره به این‌که اگر چنین واحد درسی جزو واحد‌های درسی دانشجویان حقوق و فقه قرار گیرد می‌تواند مفید و کارآمد باشد، در این زمینه توضیح داد: «در صورتی که حقوق شهروندی در قالب درسی دو واحد به دانشجویان ارایه شود، مفید و کارآمدخواهد بود، زیرا این موضوع در ارتباط با حقوق بین‌الملل، حقوق بشر، اسناد بین‌المللی و حقوق داخلی است که می‌تواند در رشته‌های فقه و حقوق به‌صورت واحد درسی مستقلی باشد، چون موجب بالارفتن آگاهی دانشجویان در این زمینه می‌شود.»

تدین با ابراز امیدواری در این زمینه بیان کرد: «وجود دو واحد درسی تحت این عنوان می‌تواند دانشجویان را با حقوق شهروندی و ارتباط آن با سایر رشته‌ها آشنا کند که این آگاهی می‌تواند منجر به بهبود شرایط در جامعه کنونی ‌شود.»

این استاد دانشگاه با اشاره به این‌که اساتید ما دارای قابلیت‌های بالایی در زمینه تدریس موضوعات مشابه حقوق شهروندی هستند، ادامه داد: «باید توجه داشت که اساتید ما از قابلیت‌های بالایی برخوردارند، چراکه با نگاهی در دانشگاه‌ها اساتید نامداری را شاهدیم که تجربه تدریس حقوق بشر، حقوق بین‌الملل و حقوق آیین‌دادرسی و آیین کیفری که مرتبط با چنین موضوعی است را دارند و در حوزه‌های نامبرده نیز فعالیت کرده‌اند. همچنین باید توجه داشت که دو واحد درسی نیازی به تخصص زیادی ندارد و تنها کافی است اساتید دانشگاه ارتباط بین اسناد بین‌الملل و حقوق داخلی را بدانند تا بتوانند تدریس کنند.»

تدین ضمن یادآوری این‌که اگر چنین واحدی در همه گروه‌های درسی قرار بگیرد، ما به دقت نظر بیشتری نیاز داریم، ادامه داد: «در صورتی‌که این درس جزو واحد‌های عمومی قرار بگیرد، نیازمند تالیف و ویرایش بسیار ساده و روان است. به همین جهت به جمعی از نویسندگان نیازمندیم تا اثری قابل‌فهم و درک را برای کسانی که سواد حقوقی ندارند، جمع‌آوری کنند تا بتوانند از این مباحث استفاده کنند که نیاز به زمان بیشتری دارد.»

این وکیل پایه یک دادگستری در خاتمه با اشاره به این‌که چنین واحد درسی برای کسانی الزام‌آور است که ارتباط مستقیمی با حوزه قضائی دارند، توضیح داد: «با توجه به ارتباط تنگاتنگی که حقوق شهرندی با حقوق بشر و بستر مقرراتی مانند دادرسی کیفری و حقوق شهروندی در آیین‌دادرسی‌های قضائی دارد به‌نظر می‌رسد آموزش حقوق شهروندی به دانشجویان حقوق و کسانی که ارتباط مستقیمی با حوزه قضائی دارند از لازمه‌های ارتباطات آنان محسوب می‌شود. اما از نظر رویه‌ای و اجرایی ممکن است در چگونگی اجرای آن با مشکلاتی مواجه شویم. برای مثال در دادگستری و نزد ضابطان قضائی در خصوص چگونگی برخورد آنها ممکن است از این حیث نیازمند آموزش‌های عملی باشیم و نه در دروس تئوری. بنابراین اگر حقوق شهروندی در وادی شعار نماند و به آن جامه عمل پوشانده شود می‌تواند کمک کند تا ما با جامعه قانونمندتری روبه‌رو باشیم.»

آموزش حقوق شهروندی لازمه جامعه

نظر موافق/ محمود صادقی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات

اگرچه این ‌روزها بحث ارایه دو واحد حقوق شهروندی است، محمود صادقی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات در این زمینه معتقد است که «در ابتدا این موضوع باید از فیلتر‌های مربوطه عبور کند و سپس به آن پرداخته شود، اما نکته‌ حایز اهمیت در این میان، فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی است که چنین عملکردی موجب می‌شود آگاهی عمومی در این زمینه افزایش پیدا کند و از این طریق وارد زندگی روزمره شود. همچنین باید دانست مفاهیم حقوقی جزیی از زندگی است که دانستن این مفاهیم بر دانش عمومی می‌افزاید.»

این نماینده مجلس با اشاره به این‌که کل جامعه ما در سطوح مختلف نیازمند آموزش هستند در این زمینه توضیح داد: «منشور حقوق شهروندی از موضوعاتی است که نه‌تنها در دانشگاه بلکه در ادارات دیگر نیازمند چنین آموزشی هستیم زیرا منشور حقوق شهروندی بخشی از قانون اساسی ما را تشکیل می‌دهد و برای اجرای منشور باید اقدام شود.»

این نماینده مجلس با اشاره به اهمیت منشور حقوق شهروندی، آموزش آن را یکی از راه‌های پیشبرد و اجرایی‌شدن حقوق شهروندی دانست و در این زمینه توضیح داد: «همچنین باید دانست بسیاری از مقولاتی که در حقوق شهروندی گنجانده شده است در‌ سال ١٣۵٨ به تصویب رسیده است و حتی قبل‌تر از آن، ‌که می‌توان گفت چنین قوانینی قدمت تاریخی دارند که متاسفانه تا کنون به آنها عمل نشده است. البته نکته قابل‌توجه آن است که آموزش یکی از راه‌های پیشبرد حقوق شهروندی است و نیاز به دقت نظر بیشتری برای اجرای آن داریم.»

صادقی در خاتمه ضمن یادآوری اهمیت حضور جناح‌های سیاسی فارغ از جناح‌بندی‌های خاص در این زمینه یادآور شد: «بحث حقوق شهروندی به عزم همه‌جانبه نیاز دارد، همچنین در سطحی نیاز به گفت‌وگو دارد تا برخی از جناح‌های سیاسی و احزاب بدون درنظر گرفتن جناح‌بندی سیاسی به این حقوق جامه عمل بپوشانند و راه‌های اجرای آن و موانع پیش‌ رو برداشته شود.»

منشور حقوق شهروندی متعلق به آحاد ملت است

نظر مخالف/ محمدمهدی زاهدی، رئیس کمیسون آموزش و تحقیقات

اگرچه بسیاری تدریس منشور حقوق شهروندی را در دانشگاه‌ها از لازمه‌های جامعه می‌دانند، اما در این میان مخالفانی نیز وجود دارند. محمد‌مهدی زاهدی، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات در این زمینه معتقد است: «منشور حقوق شهروندی موضوعی نیست که بخواهد به‌عنوان درس در دانشگاه‌های ما تدریس شود، زیرا به این شیوه تنها قشر دانشجو از این موضوع آگاهی پیدا می‌کنند.»

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات با اشاره به این‌که منشور حقوق شهروندی در برخی از رشته‌های درسی جای ورود دارد، در این زمینه ادامه داد: «البته لازم به ذکر است منشور حقوق شهروندی می‌تواند در برخی از رشته‌هایی چون جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی و بحث‌های پیرامون این موضوع به‌عنوان سرفصل دروس قرار بگیرد و مفید و مثمر ثمر واقع شود اما اگر بخواهد به‌عنوان واحد درسی برای تمامی رشته‌های درسی مورد استفاده قرار بگیرد نه‌تنها مفید نیست، بلکه می‌تواند متضرر باشد.»

این نماینده مجلس با اشاره به این‌که منشور حقوق شهروندی باید در اختیار همگان قرار بگیرد تا عمومیت خود را نشان دهد، ادامه داد: «باید توجه داشت که منشور حقوق شهروندی عمومیت دارد، به همین جهت باید مورد استفاده آحاد ملت قرار بگیرد و با توجه به همه‌گیرشدن فضای مجازی باید در فضاهای عمومی چون مطبوعات و فضای مجازی انتشار پیدا کند تا به این وسیله در دسترس همگان قرار بگیرد»

زاهدی در خاتمه با اشاره به این‌که اگر چنین واحدی به درس‌ها و مباحث تخصصی ورود پیدا کند، می‌تواند مفید واقع شود، نه در همه رشته‌ها بیان کرد: «اگر منشور حقوق شهروندی به‌صورت تخصصی، حرفه‌ای مبانی حقوقی و تخصصی که در برخی از رشته‌ها قرار داده‌شده، تعریف شود، بسیار می‌تواند راهگشا باشد، اما این‌که بخواهد به‌عنوان درسی برای دانشجویان قرار بگیرد، الزام‌آور نیست.»

 

رشته‌های حاضر در سایر کشور‌ها

در جای‌جای جهان سطوح مختلف تحصیلی وجود دارد که معمولا از پیش‌دانشگاهی شروع می‌شود و به دکتری ختم می‌شود. در انگلستان نیز رویه‌ای به همین شکل وجود دارد؛ اما عنوان‌های ارایه‌شده به دانشجویان بیشتر در حوزه علوم‌انسانی و تجربی قرار می‌گیرد که به این شرح است، حسابداری، مهندسی هوا فضا، کشاورزی و علوم تغذیه، فیزیولوژی، مردم‌شناسی، معماری، هنر، بانکداری، علوم زیستی، بازاریابی، شهرسازی و طراحی شهری، تجارت، شیمی، مهندسی عمران، تاریخ، علوم کامپیوتر، طراحی، رقص، دندانپزشکی، زمین‌شناسی، اقتصاد، آموزش، مهندسی برق، زبان انگلیسی، مدیریت بحران، مد و نساجی، فیلم، پزشکی قانونی، باستان‌شناسی، مهندسی عمومی، مطالعات جغرافی و محیط‌زیست، بهداشت، هتلداری، مدیریت منابع انسانی، روابط بین‌الملل، روزنامه‌نگاری، روابط‌عمومی، حقوق، ادبیات انگلیسی، مدیریت، ریاضیات، مهندسی مکانیک، پزشکی، موسیقی، پرستاری، مامایی، داروسازی، فلسفه، فیزیک، سیاست، روانشناسی ومطالعات دینی، مجسمه‌سازی، مددکاری، علوم اجتماعی، ورزش، آموزش زبان، جهانگردی، دامپزشکی و….

هزینه‌های تحصیلات عالی در آمریکا در سال‌های اخیر افزایش زیادی داشته است. همه ‌چیز در رابطه با تحصیلات ازجمله شهریه‌ها، هزینه‌های خوابگاه، تغذیه، بیمه دانشجویی و غیره گران‌تر شده‌اند؛ البته همه رشته‌ها هزینه‌های یکسانی ندارند. رشته‌هایی هم هستند که در کل پرهزینه‌تر از رشته‌های دیگر بوده و شهریه، هزینه خوابگاه و تغذیه و فعالیت‌های دانشجویی فوق‌برنامه در آنها گران‌تر است. مدارک حرفه‌ای و مدارک مربوط به هنرهای زیبا بالاترین هزینه‌ها را دارند. مدارک پزشکی و حقوقی نیز در رده‌های بالای لیست گران‌ترین مدارک تحصیلی هستند. جالب است بدانیم که گران‌ترین مدارک و رشته‌های تحصیلی در آمریکا علوم انسانی است و گران‌ترین مدارکی که در این کشور وجود دارد، رشته «سیاست عمومی و حقوق» است.

منابع دیگر

برای دستیابی راحت تر و سریع تر مخاطبان و علاقه‌مندان به مطالعه در رابطه با آیا دانشگاه‌های ظرفیت تدریس حقوق شهروندی را دارند؟ اقدام به تهیه منابع دیگر در رابطه با این موضوع کرده است. به همین جهت اگر به این موضوع علاقه‌مند و مایل هستید مطالب بیشتری در این زمینه بخوانید، می‌توانید به آدرس‌هایی که در زیر آمده است، مراجعه کنید.

ایرنا

خبرگزاری خانه ملت

خبرگزاری ایسنا

سایت خبری تحلیلی دریا باران

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

فیلتر تماس تلگرامی از ترس ورشکستگی مخابرات

[ad_1]

مگر چقدر ضرر می‌کنند؟

۲۵فروردین امسال تماس صوتی تلگرام در ایران راه‌اندازی شد اما ۲روز بیشتر دوام نیاورد.

به گزارش عطنا به نقل از همشهری آنلاین، درحالی‌که کاربران ایرانی این نرم‌افزار روسی سرگرم یادگیری فنون استفاده از این قابلیت جدید بودند، ناگهان ارتباطشان به کلی قطع شد؛ ارتباطی که پس از سه‌ماه هنوز وصل نشده، اما آنقدر مهم هست که سؤال خبرنگاران از وزیر ارتباطات باشد. محمود واعظی روز گذشته و در حاشیه مراسم افتتاح پروژه‌های شرکت مخابرات ایران در پاسخ به این سؤال که آیا برنامه‌ای برای رفع فیلتر تماس صوتی تلگرام وجود دارد، گفت: «خیر، برنامه‌ای نداریم. »

این بی‌میلی واعظی به برقراری مجدد این سرویس در حالی است که او در روزهای قطع این سرویس، درخواست نهادی قضایی و امنیتی را دلیل این اتفاق اعلام می‌کرد. البته مسئولان دستگاه قضایی هرگز درخواست برای قطع این سرویس را رد نکردند، اما تأکید کردند اگر با مسائل فنی دغدغه‌های آنها برطرف شود، مشکلی با راه‌اندازی این امکان ندارند. به این ترتیب انتظار می‌رفت وزارت ارتباطات به‌عنوان متصدی این حوزه با تلاش برای رفع این دغدغه‌ها، راه را برای برقراری مجدد این تماس هموار کند؛ اتفاقی که بعد از ۳‌ماه هنوز نیفتاده است. البته همان موقع نیز عده‌ای با طرح این فرضیه که یکی از دلایل قطع این سرویس، پشتیبانی مالی از اپراتورهای داخلی با جلوگیری از کاهش تماس‌های تلفنی مردم است، معتقد بودند که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد و وزارت ارتباطات تلاشی برای این کار خواهد کرد. حالا پس از چند ‌ماه وزیر ارتباطات به‌وضوح گفته است که برنامه‌ای برای این کار ندارد. اما چرا؟

به سود اپراتورها

محمود واعظی روز گذشته در تکمیل پاسخش به خبرنگاران درباره اینکه چرا برنامه‌ای برای قطع فیلترینگ تماس صوتی تلگرام ندارید، گفت: «چرا اصرار دارید سرویسی برای شرکت‌های خارجی ایجاد کنیم درحالی‌که مخابرات و اپراتورهای موبایل می‌توانند این سرویس را ارائه دهند؟ قرار نیست این شرکت‌ها ورشکسته شوند.»

این اشاره مستقیم او به برقرار نشدن این سرویس برای حمایت از اپراتور‌ها در حالی است که در روزهای اوج این بحث گفته بود: «مسدود شدن کانال صوتی تلگرام ابلاغی از طرف قوه قضاییه بود… دولت مشکلی با تماس‌های صوتی اینترنتی ندارد.»

البته همان روزها عد‌ه‌ای مانند نصرالله پژمان‌فر، عضو شورای‌عالی فضای مجازی تأیید کردند که فیلتر شدن این امکان به شکایت اپراتورها هم مربوط می‌شود. حالا اما وزیر ارتباطات به صراحت می‌گوید هیچ برنامه‌ای در این‌باره ندارد و پیشگیری از ورشکسته شدن مخابرات را دلیل آن اعلام می‌کند. اما چرا اگر تماس صوتی تلگرام برقرار شود، آنها ورشکست می‌شوند؟!

چقدر ضرر می‌کنند؟!

البته که مستقر بودن سرورهای تلگرام در خارج از کشور باعث افزایش دغدغه دستگاه‌های مسئول در این زمینه شده و دولت نیز در ورود این سرورها به داخل یا جایگزینی نمونه‌های وطنی این پیام رسان موفق نبوده است. اما حتی اگر به‌لحاظ فنی امکان رفع این اختلال وجود داشته باشد، شاید منافع مادی اپراتورهای داخلی مانع رفع این مشکل یا حداقل مانع از تسریع در حل آن شود. وقتی شما با یک بسته اینترنت ۲۰۰مگابایتی یک‌روزه همراه اول با قیمت ۵۰۰.۱تومان، بسته اینترنت ۲۰۰مگابایتی یک‌روزه ایرانسل با قیمت ۲۰۰.۱تومان و بسته اینترنت ۲۰۰مگابایتی یک‌روزه رایتل با قیمت ۲.۰۰۰تومان می‌توانید تا ۸ ساعت یعنی ۴۸۰دقیقه بهترین تماس صوتی را داشته باشید، یعنی سود اپراتورهای داخلی کاهش می‌یابد. به این ترتیب شاید بتوان گفت تلگرام روسی در سال‌های آینده هم مهمان ایرانی‌ها باشد، اما احتمالا خبری از تماس صوتی رایگانش نخواهد بود.

وزارت ارتباطات دستور قضایی فیلتر را اجرا نمی‌کند

درحالی‌که وزارت ارتباطات پیش از این دستور قضایی برای فیلتر شدن تماس صوتی تلگرام را با سرعت اجرا کرده بود، حالا دادستان کل کشور از این وزارتخانه به‌دلیل عمل نکردن به دستورات قضایی برای فیلتر شدن برخی از کانال‌ها و سایت‌ها گلایه کرده است. پس از آنکه ۲روز قبل، دبیر کارگروه فیلترینگ گفت که فهرست ۸ هزار کانال با محتوای مجرمانه را به وزارت ارتباطات اعلام کرده اما آنها رفع فیلتر نشده‌اند، وزیر ارتباطات با انتقاد از او یعنی عبدالصمد خرم‌آبادی او را متهم به اصرار بر «بسته شدن همه‌‌چیز» و اظهاراتش را «نظر شخصی» توصیف کرد. حالا اما دادستان تهران در واکنش به این اظهارات گفته است: «قطعا چنین نیست و حتی یک مورد هم نمی‌توانند ارائه دهند که دستور شخصی آقای خرم‌آبادی بوده است. گله ما از وزارت ارتباطات این است که برخی از کانال‌ها و سایت‌هایی را که براساس دستور قضایی یا اعلام و تصویب کارگروه باید بسته و فیلتر شوند، نمی‌بندد و مسدود نمی‌کند. سخن ما با وزارت ارتباطات این است که تسلیم قانون باشد.»

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

مددکاران اجتماعی، ضابطان اجتماعی

[ad_1]

طبق یک لایحه قانونی، مددکاران اجتماعی، بتوانند ضابط اجتماعی باشند همان‌گونه که محیط‌بانان در مسائل مربوط به محیط زیست به عنوان ضابط نقش ایفا می‌کنند.

به گزارش عطنا، سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در یادداشتی در روزنامه جام جم به مسائل و مشکلات حقوقی پیش روی کودک‌آزاری اشاره کرده است و از منظر مددکاری آن را به چالش کشیده است. این یادداشت را در ادامه می‌خوانید؛

گرچه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ در مجلس شورای اسلامی نوع برخورد با کودک‌آزار یا کسی که اقدام به کودک‌آزاری پنهان می‌کند، مشخص شده است، اما به دلیل کاستی‌ها لایحه‌ای در سال ۱۳۸۷ توسط قوه قضاییه با همکاری دستگاه‌های مختلف نوشته شد که پس از بررسی‌های گوناگون در حال حاضر در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در انتظار تصویب است. برای تدوین این لایحه، مطالعات و بررسی‌های زیادی صورت‌گرفته از جمله مطالعه قوانین کشورهای مرتبط، بررسی قوانین پیشین، خلأهای قانونی، ‌احصای نقاط ضعف آن و مؤلفه‌هایی که باید به قانون اضافه شود.

در این لایحه پیش‌بینی شده مددکاران اجتماعی، بتوانند ضابط اجتماعی باشند همان‌گونه که محیط‌بانان در مسائل مربوط به محیط زیست به عنوان ضابط نقش ایفا می‌کنند. در حال حاضر برای مداخله در موارد کودک‌آزاری باید حکم قضایی داشت یا اجازه خانواده به عنوان متصرف در حوزه قانونی؛ یعنی اگر خانواده اجازه ندهد حتی اورژانس اجتماعی حق مداخله ندارد. در لایحه جدید پیش‌بینی شده اگر کودک در شرایطی باشد که خطری او را تهدید کند، مددکاران اجتماعی بدون حکم قضایی مداخله کنند و پس از آن به نظام قضایی گزارش دهند. بسیاری از موارد کودک‌آزاری با مداخله و راهنمایی مددکاران حل می‌شود و نیازی به تشکیل پرونده قضایی ندارد مگر در موارد خاصی که نیاز به حمایت‌های حقوقی است. کودک را از محیط خانه جدا کردن اقدام مفیدی نیست مگر در مواردی که خانه برای کودک امن نباشد.

رویکرد محله‌محور از دیگر مواردی است که برای برخورد با کودک‌آزاری در این لایحه پیش‌بینی شده است. به صورتی که برخورد با کودک‌آزاری مستلزم حضور در پاسگاه پلیس و تشکیل پرونده نباشد و معتمدان محل و اعضای سازمان مردم‌نهاد بتوانند در این زمینه مداخله کنند و با اطلاع از کودک‌آزاری، مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی را برای مداخله هرچه سریع‌تر در جریان قرار دهند.

از سوی دیگر، پیش‌بینی شده تا تمام مراکزی که به هر دلیل کودکان به آن مراجعه می‌کنند، در صورت اطلاع از مصادیق کودک‌آزاری باید آن را به بهزیستی و مددکاران این حوزه گزارش کنند. هرچند اورژانس اجتماعی چه از نظر ساختاری، نیروی انسانی، منابع مالی و … نیاز به حمایت دارد، با وجود این، ضروری است تا مردم با این اورژانس آشنا شوند و در صورت اطلاع از کودک‌آزاری یا موارد بحرانی با سامانه ۱۲۳ تماس بگیرند. از سوی دیگر،‌ قوانین هر چه بازدارنده هم باشند، باز هم مواردی از کودک‌آزاری روی می‌دهد. بر این اساس،‌ باید روی پیشگیری همه‌جانبه و مستمر کار کنیم. آگاه‌سازی خانواده‌ها درباره آموزش مراقبت سلامت جنسی کودکان در این زمینه مؤثر است.

[ad_2]

لینک منبع

توهین کنندگان اینترنتی چگونه مجازات می شوند؟

[ad_1]

«وندال» های مجازی در تور قانون؛

مجازی شدن ارتباطات انسانی در بین میلیون‌ها شهروند ایرانی باعث تغییر سبک زندگی و عادات و رفتارهای روزانه شده است. صحبت‌های رودررو و ارتباطات شفاهی و دیداری هر چند کمتر شده است اما روز به روز بر غوغای زندگی مجازی شهروندان افزوده می‌شود. همه آنچه که در زندگی غیر مجازی با آن مواجه‌ایم بدل مجازی هم پیدا کرده و از جمله این بدل‌ها جرایم مجازی است که هر روز بر تعداد و تنوع آنها اضافه می‌شود. آمار پلیس فتا از افزایش جرایم اینترنتی در ایران خبر می‌دهد و از سویی سن ارتکاب این جرایم نیز به کمتر از ۱۵ سال رسیده است.

به گزارش عطنا به نقل از ایران، بر اساس گزارش‌ها کل جرایم سایبری در سال ۱۳۹۵ نسبت به مدت مشابه در سال قبل ۶۲ درصد افزایش داشته است؛ بیشترین جرایم به ترتیب اولویت شامل: برداشت‌های غیر مجاز از حساب های بانکی، مزاحمت‌های اینترنتی، موضوعات اخلاقی، نشر اکاذیب و کلاهبرداری است. از جرایمی چون کلاهبرداری و سرقت‌های سایبری که بگذریم به جرم دیگری می‌رسیم که در فضای مجازی عمومیت بیشتری پیدا کرده است و آن توهین و هتک حرمت است،هرچند توهین و هتک حرمت از جرایمی است که رسانه‌های مجازی و سایت اینترنتی و کانال‌های پیام رسان با شکایت شاکیان به ارتکاب آن متهم می‌شوند، اما در این میان شهروندان عادی نیز از همین ابزارها و امکانات برای تسویه حساب‌های شخصی خود استفاده می‌کنند.

انتقام گیری‌های مجازی با هتک حرمت، توهین، انتشار عکس‌ها و فیلم‌های خصوصی به اندازه ای است که رئیس پلیس فتا سال گذشته از افزایش ۲۴ درصدی جرایم در مقایسه با سال ۹۴ در همین حوزه خبر داده و گفته است متأسفانه در حوزه مزاحمت‌های اینترنتی ۱۹۰ درصد افزایش و در انتشار فیلم‌های خصوصی نیز۹۰ درصد افزایش داشته‌ایم. در بحث هتک حیثیت و نشر اکاذیب ۷۹ درصد افزایش و انتشار فیلم‌های خصوصی ۹۰ درصد افزایش نسبت به مدت مشابه داشته‌ایم. اینکه قوانین کیفری و حقوقی تا چه حد ظرفیت برخورد با این جرایم را دارند و پاسخگوی تغییراتی هستند که در نحوه وقوع این جرایم به تناسب تغییرات فناوری رخ داده است موضوعی است که در این گزارش به آن پرداخته شده است.

مصداق‌های توهین

دکتر شهاب‌ آریان- رئیس شعبه ۱۰۳ دادگاه عمومی کهریزک به «ایران» می‌گوید: توهین به افراد وهتک حرمت آنها جرم است. در زیر عنوان هتک حرمت در قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم تعزیرات مصوب ۱۳۷۵، مواد ۶۰۸ و ۶۰۹ آمده است، براساس ماده ۶۰۸: «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب قذف نباشد به مجازات شلاق تا (۷۴) ضربه یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» و به موجب ماده ۶۰۹: «هر کس با توجه به سمت یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهوری یا وزیران یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس یا تا (۷۴) ضربه شلاق یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.» طبق قانون: «هرکس به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی، فیلم یا صوت یا تصویر دیگری را تغییر دهد یا تحریف کند و آن را منتشر یا با علم به تغییر یا تحریف منتشر کند، به نحوی که عرفاً موجب هتک‌ حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (۵.۰۰۰.۰۰۰) ریال تا چهل میلیون (۴۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.
این حقوقدان در ادامه می‌گوید: اما اگر موضوع هتک حیثیت، مسائل خانوادگی یا اسرار خصوصی افراد باشد طبق ماده ۱۷ این قانون آمده است: «هرکس به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یاخانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او جز در موارد قانونی منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال با جزای نقدی از پنجاه میلیون ریال تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.» اما نخستین سؤال این است که چه لفظ یا الفاظی جرم است؟ در این باره مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۴/۱۰/۱۳۷۹ به موجب ماده واحده‌ای اعلام کرد: از نظر مقررات کیفری اهانت و توهین و… عبارت است از به‌کاربردن الفاظی که صریح یا ظاهر باشد یا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتی که با لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب ‌تخفیف و تحقیر آنان شود و با عدم ظهور الفاظ توهین تلقی نمی‌شود.»

یک قاضی: باید فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را تهدید تلقی کرد بلکه اینها برای هر کشوری فرصت هستند که باید با برنامه و دلسوزی آگاهانه در خدمت منافع ملی قرار گیرند. در کشور ایران نیز با توجه به فرهنگ و دین ما، ضرورت جرم انگاری به‌عنوان ابزار حفاظتی تحت عناوین قانون جرایم رایانه‌ای و آیین دادرسی آن در سال ۱۳۸۸ از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت.

بنابراین، اینکه دقیقاً چه کلمه‌ای توهین تلقی می‌شود را عرف تعیین می‌کند. با این مقدمه، می‌خواهیم ببینیم «هتک حرمت و حیثیت» در فضای مجازی چگونه است؟ هتک حرمت و حیثیت در فضای مجازی نمودی متفاوت دارد و به وسیله نوشته، صوت و تصویر انجام می‌پذیرد. ارتکاب این جرم در فضای مجازی، براساس قانون جرایم رایانه‌ای مصوب ۵/۳/۱۳۸۸ نسبت به هتک حرمت که پیش از این بیان شد، مجازات سنگین‌ تری دارد. به موجب ماده ۱۶ این قانون: «هر کس به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی، فیلم یا صوت یا تصویر دیگری را تغییر دهد یا رایانه‌ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او جز در موارد قانونی منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.» همچنین ممکن است آنچه در فضای مجازی منتشر می‌شود از اساس کذب و غیر حقیقی باشد. در ماده ۱۸ همین قانون مقرر شده: «هرکس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به‌ وسیله سامانه رایانه‌ای یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر نماید یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت، رأساً یا به‌عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی به ‌طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از اینکه از طریق یاد شده به نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به ‌دیگری وارد شود یا نشود، ‌افزون بر اعاده حیثیت (در صورت امکان)، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.» نکته آخر اینکه با دقت در این مواد روشن است که برای ارتکاب جرایم بیان شده، لازم نیست که انتشار دهنده، خود سازنده موضوع جرم باشد، بلکه انتشار با علم و عمد نیز موجب مجازات تعیین شده خواهد شد.

برخورد با وندال‌ها

بهداد عباسی جرم شناس و مشاور حقوقی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای نیز در این باره به «ایران» می‌گوید: در حقوق کیفری کلاسیک، اهانت به افراد تحت عناوین جزایی مختلف جرم انگاری شده است به‌عنوان مثال حسب ماده ۶۰۸ و ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی توهین به اشخاص را جرم انگاری و برایش مجازات تعیین کرده است. برای این موضوع نه فقط تحت قالب توهین بلکه اهانت و افترا و دیگر موارد هم جرم انگاری شده است و به عبارتی قانونگذار برای اهانت به افراد در فضای عمومی مجازات تعیین کرده است.
وی در ادامه می‌افزاید: در فضای سایبر هم حسب قوانین متعدد اهانت به افراد جرم انگاری شده است و با توجه به حساسیت‌هایی که این فضا دارد دایره شمول این اهانت را گسترده‌تر کرده است یعنی نه فقط اهانت و کسر شخصیت افراد بلکه نقض حریم خصوصی اشخاص هم جرم انگاری شده است. در حقوق کیفری و جرم شناسی در مورد فضای عمومی پدیده‌ای داریم به نام «وندالیسم» یعنی کسانی که ناهنجاری‌های شهری انجام می‌دهند. در فضای سایبر هم «سایبر وندالیسم» داریم که به کسانی گفته می‌شود که حرف‌هایی می‌زنند که در‌شأن و شخصیت و زیبنده آن فضا نیست. برای این امور هم جرم انگاری شده و کسانی که مورد توهین و افترا در فضای مجازی قرار می‌گیرند می‌توانند از طریق دادسرای عمومی و انقلاب شکایت کیفری مطرح کنند. دادستان نیز پرونده را به پلیس تخصصی ارجاع می‌دهد. امروزه با کمک پلیس فضای تبادل اطلاعات – فتا- کشف این جرایم سخت نیست اما به‌عنوان یک دانش آموخته رشته جرم شناسی می‌گویم که فراتر از برخورد و تعقیب کیفری اشخاص ما اصلی داریم که می‌گوید پیشگیری بر درمان مقدم است یعنی پیشگیری از مجازات ارجحیت بیشتری دارد ضمن اینکه همه ما مسئولیت داریم که بزه دیده هم واقع نشویم و بهترین کار برای این اتفاق هم بلاک کردن اشخاصی است که توهین می‌کنند.

ضرورت بازنگری در قوانین

بی تردید همزمان با پیشرفت تکنولوژی سبک زندگی هم تغییر می‌کند و نیاز است که نظام سیاست گذاری در حوزه جرایم جنایی نیز در قبال جرم هایی که در حوزه سایبر اتفاق می‌افتد تمهیداتی بیندیشد. عباسی در این باره می‌گوید: البته همین که قانونگذار و حاکمیت قوانین کیفری وضع می‌کند و اعمال را جرم انگاری می‌کند این خودش به نوعی پیشگیری است یعنی مردم می‌بینند کسانی که مرتکب این جرم شده‌اند مجازات می‌شوند پس خودشان مراقب هستند که مرتکب این جرم نشوند. تأکید می‌کنم که این یک حق و تکلیف شهروندی است و همه باید به‌عنوان پیشگیری از وقوع جرم کار فرهنگی انجام دهیم تا در فضای سایبر الگوی اخلاقی و فرهنگی باشیم. متأسفانه با توجه به رشد ناگهانی این فضا و وجود حدود ۴۰ میلیون گوشی هوشمند تلفن همراه انفجاری اتفاق افتاد که نتوانستیم فرهنگ‌سازی لازم را انجام دهیم همه باید به‌عنوان شهروند تکلیف خود بدانیم و شروع به گسترش اخلاق کنیم تا شاهد کاهش جرایم باشیم.
این کارشناس رایانه درباره اینکه آیا قوانین موجود برای مقابله با جرایم کفایت می‌کند، اظهار می‌دارد:قانون جرایم رایانه‌ای در سال ۱۳۸۸ تصویب و ابلاغ شده است و شاید احتیاج به بازنگری در این قانون و شناسایی خلأها و نواقص موجود داشته باشیم. طبق قانون اثبات جرم نیازمند شهادت شهود است اما درباره اینکه در فضای مجازی چگونه می‌توان وقوع جرمی را ثابت کرد عباسی می‌گوید: آنچه مهم است اینکه درهمه جرایم بحث ادله اثبات جرم را داریم یعنی ادله‌ای بیاوریم تا مقام قضایی قانع شود که جرم به وقوع پیوسته تا بتواند فرآیند دادرسی طی شود. در جرایم سایبر این امر توسط پلیس تخصصی انجام می‌شود و قابل پیگیری و اثبات است.

رفتار ثابت و ابزار متغیر

شاهپور بیرانوند ، قاضی دادسرای جرایم رایانه‌ای هم در این باره می‌گوید:تکنولوژی که امروز از آن به‌عنوان علم تحولات تعبیر می‌شود و خوب و بد زندگی را دستخوش خود کرده است ظهورش یک نو‌آوری است اما این آدمی است که با نوع و شیوه‌های استفاده از این تکنولوژی مفاهیم خوب و بد و زشت و زیبا می‌آفریند.امروزه انتقال پیام‌های مختلف با ابزار جدید مرزهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دینی را در نوردیده‌اند. شبکه‌های اجتماعی که بیشترین کاربردها را دارند بدون توجه به زبان، جنسیت، نژاد، ملیت، دین و رنگ خدمات دهی می کنند.البته این کشورها هستند که به فراخور فرهنگ خود می‌توانند محدودیت‌هایی اعمال کنند یا با آموزش صحیح و فرهنگ‌سازی درست استفاده مفید را به‌ عنوان یک ارزش سرلوحه کار کاربران خودی قرار دهند.
این قاضی دادگستری در ادامه می‌افزاید: نباید فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را تهدید تلقی کرد بلکه اینها برای هر کشوری فرصت هستند که باید با برنامه و دلسوزی آگاهانه در خدمت منافع ملی قرار گیرند. در کشور ایران نیز با توجه به فرهنگ و دین ما، ضرورت جرم انگاری به‌عنوان ابزار حفاظتی تحت عناوین قانون جرایم رایانه‌ای و آیین دادرسی آن در سال ۱۳۸۸ از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت.
علاوه بر جرایم خاص رایانه‌ای جرایم عمومی یا سنتی که وسیله ارتکاب آنها رایانه‌ای باشد مشمول این دسته جرایم می‌شوند. بنابراین ملاک عمل، قانون جرایم رایانه‌ای و وسایل ارتکاب است. توهین و افترا از جمله جرایم عمومی هستند که گاهی وسیله ارتکاب آنها ابزار رایانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام و واتس اپ و لاین و… است.
چنانچه جرایم رایانه‌ای به هر شکل واقع شوند شاکی می‌تواند به استناد رفتار مجرمانه انتسابی به دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم فناوری و اطلاعات (رایانه ای) که صلاحیتش رسیدگی به هر نوع رفتار مجرمانه است مراجعه و اعلام شکایت کند. بنابراین می‌توان گفت از نظر قانونی خلأ وجود ندارد،اما به دلیل گستردگی حوزه فعالیت‌ها در فضای مجازی به همان میزان رفتارهای خلاف قانون نیز واقع می‌شود و بخش چشمگیری از پرونده‌ها مربوط به این حوزه‌ها است.

برای مقابله با جرایم حوزه فضای مجازی راهکار‌های مختلفی وجود دارد:
از جمله راهکار کوتاه مدت و بلند مدت. رصد و کنترل فعالیت‌های اجتماعی این حوزه با حفظ تأمین امنیت کاربران قانونمند و فیلتر کردن کانال‌ها و محتوای مجرمانه از جمله راه‌های کوتاه مدت است اما مهم‌ترین راه برای مقابله، فرهنگ‌سازی و آموزش اجتماعی خانوادگی و انفرادی است. فضای مجازی به لحاظ سرعت، امنیت و جذابیت خاص ناخواسته خیلی از کاربران بدون سابقه را وارد مسیری مجرمانه می‌کند، به‌عنوان مثال فرد ممکن است ناخواسته به یکسری اطلاعات دسترسی پیدا کند که همان شروعی برای گرفتار شدن در باتلاق ناهنجاری و بی‌بند و باری‌های اجتماعی است. البته مقابله با ناهنجاری در فضای مجازی و به طور کلی هر نوع رفتار ناشایست در سطح اجتماع نیازمند تلاش و پیگیری افراد معتقد و کاردان است یعنی این باور باید در افراد وجود داشته باشد که هر کس توانمندی تصدی یک حوزه را در خود نمی‌بیند یا افرادی بهتر از وی وجود دارد اجازه دهد میدان و کار به دست کاردان سپرده شود.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

به اندازه تمام مادران دنیا لالایی وجود دارد

[ad_1]

با پروین بهمنی، آوازخوان قشقایی و برنده نشان درجه یک آواز؛

بهمنی، ١١ لالایی روایی و داستان‌گونه را ضبط و ثبت کرده است انجمن موسیقی نواحی پس از گذشت سال‌ها همچنان در انتظار به ثبت رسیدن است.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه شهروند، باد پیچیده در دشت لار، میان سیاه چادرها، در یال اسب‌های عشایر و تُنبان زنان قشقایی. اسفند است. زمستان در انتظار کوچ و بهار منتظر تا بیاید و مردان و زنان ایل، راهی ییلاق شوند.

سودابه اما راهی شیراز است تا بار ٩ ماهه‌اش را زمین بگذارد. درد امان بریده، زمین و زمان دور سر سودابه می‌چرخد تا دختر غلامرضا بهمنی به دنیا بیاید. پروین، زاده روزهای آخر اسفند ‌سال ١٣٢٨، دختر سودابه و غلامرضاخان دور از ایل به دنیا می‌آید و با صدای سرنا و کرنا به پیشواز بهار می‌رود. ایل عمله قشقایی بهمن‌بیگ‌لو، ییلاق را شروع می‌کنند با کودک تازه متولد شده و صدای آواز زنان و مردانی که دشت را پر کرده.

صدای «ارقناز» دایه‌ پروین که لالایی می‌خواند و لالایی‌اش در گوش پروین لانه می‌کند. لالایی‌ای که پرنده مهاجر نیست تا از وجود پروین کوچ کند. «بخواب / فردا بزرگ میشی / تیراندازی‌ می‌کنی / لالایی تو خرمن گل است / تو درمان هر دردی / بخواب عزیزم» می‌ماند. جا خوش می‌کند در یاد و حنجره‌اش و سال‌ها مونس شب و روزش می‌شود. همدم تمام زندگی‌اش، تا هر روز لالایی و آواز قشقایی بخواند. پژوهشگر موسیقی شود و امسال، در آستانه ۶٨ سالگی نشان درجه یک آواز دریافت کند.

آواز بی‌وطنی

شش‌ سال در ایل زندگی کرد. با آغوش رها برای تپه‌ها و آسمان. با دست‌هایی برای کار و حنجره‌ای برای آواز «زبان که باز کردم آواز هم خواندم. اصلا قشقایی‌ها بدون موسیقی نمی‌توانند زندگی کنند. قشقایی زندگی‌اش با موسیقی است. شیردوشی‌اش، حیوان را به چَرا بردنش، نشست و برخاستش.» پروین خانم، آرام و با هیبت زنان ایل صحبت می‌کند.

سال‌های زندگی در تهران تأثیری درحال و هوایش نداشته است. دیوارهای خانه‌اش نشان ایل قشقایی است و بزرگترین تصویر دیوار، عکس دخترکی است درحال شیردوشی. با توری بر سر و تنبانی هفت‌رنگ. اگر عکس صدا داشت، حتما صدای آواز دخترک شنیده می‌شد که حیوان را با آوازش آرام می‌کند و نازش را می‌کشد، به رسم تمام زنان ایل. برای تمام کارها در ایل آواز وجود دارد. کارها مشکل است و زنان با نوایی که از دلشان بلند می‌شود، روز را به شب می‌رسانند. «همین اواخر تحقیقی را خواندم که ثابت می‌کرد حیوان وقتی موسیقی را می‌شنود شیرش بیشتر می‌شود چون آرامش می‌گیرد.»

پروین، آواز را با لالایی‌های ارقناز شناخت. با صدایی که هنوز در گوشش مانده و می‌گوید اگر الان لالایی‌خوان و آوازخوان است برای آن صدای سال‌های دور است و تلاش‌های پدرش. غلامرضاخان بهمنی که صدایی خوش داشت و خانه‌‌باغش در روستای جای‌دشت فیروزآباد، مأمن اهالی موسیقی‌ بود. روستایی که بهترین موسیقیدانان قشقایی را داشت و پروین با سه خواهر و سه برادرش ساکن آن‌جا شدند تا درس بخوانند و دلشان برای تابستان‌ها و عید پر بکشد که می‌توانستند همراه بهمن‌بیگ‌لوها ساکن چادرهای عشایر شوند.

محمدحسین کیانی، منصور بهمنی، ‌هادی نکیسا، فرامرز سلمانی نوازنده کرنا و سرنا، گنجعلی سلمانی‌زاده، همه و همه در جای‌دشت بودند و آن‌قدر برای غلامرضاخان موسیقی اهمیت داشت که برای یک نوازنده خوب کرنا در باغ یک خانه ساخت تا همیشه همین جا با ساز کنارشان باشد. دور هم جمع می‌شدند در شبان خنک و روزهای پرنور و می‌خواندند و می‌نواختند.

پروین در کنارشان بزرگ شد. میان ساز و آواز. میان هَلِی (رقص زنان قشقایی) و هوی‌ناماک (رقص مردان) «آن سال‌ها خیلی برایمان میهمان می‌آمد از دور و نزدیک. از اهالی موسیقی هم خیلی میهمان داشتیم. زنان لباس‌های محلی زیبایشان را می‌پوشیدند و در میهمانی حاضر می‌شدند. یک‌بار میهمان زیادی داشتیم و از پدرم پرسیدم وسایل پذیرایی مهیاست؟ چرا از اینها پذیرایی نمی‌کنند؟ بابا گفت اینها برای شکم نیامدند. از ساز و آواز لذت می‌برند. من هم از پدرم تقلید می‌کردم.»

هنوز صدای سحرآوازی در تابستان‌های ایل در گوشش است. قطعه‌ای که با کرنا صبح‌های زود و قبل طلوع آفتاب نواخته می‌شد. کرنانواز یک کیلومتر دورتر از چادرها می‌ایستاد و با کرنایش ساز می‌کرد تا مرد و زن و بچه از خواب بلند شوند و روز شروع شود.

یادش می‌آید اهالی ایل به شکارچیان اجازه نمی‌دادند پرنده‌های اطراف ایل را شکار کنند. چون پرنده‌ها حشرات را شکار می‌کردند: «بعضی وقت‌ها بوته‌هایی را می‌کاشتیم که دانه بده و گنجشک‌ها بیان آنجا. هیچ‌وقت شهر را دوست نداشتم. هنوز شیفته‌ زندگی ایلیاتی‌ام.»

دبیرستان را در دانشسرای مقدماتی عشایر تمام کرد و همراه با دختر محمد بهمن‌بیگی، بنیانگذار تعلیمات عشایری که پسرعمویش بود، رخت معلمی پوشید. همان سال‌ها که در شیراز کلاس‌های مرتضی شریف که از شاگردهای تاج اصفهانی بود را شروع کرد. دستگاه شور و سه‌تار آموخت. بعد هم چندسالی شاگرد هنگامه اخوان بود. همان سال‌هایی که به خودش نهیب زد تا موسیقی قشقایی را از شر فراموشی نجات دهد.

لالایی‌هایش را؛ آوازهایش را نجات دهد؛ حزن صدای خوانندگان قشقایی را؛ صدای «ماه‌پرویز»، «آفتاب» و «حاوام» را؛ زنان آوازخوانی که صدایشان در تاریخ گم می‌شد اگر پروین نبود؛ اگر پروین در سال‌های بعد کفش پولادین به پا نمی‌کرد و به دنبال عاشیق‌ها و نوای گمشده‌شان در کل کشور نمی‌گشت تا نوای آنها را که سینه به سینه رسیده ثبت و ضبط کند. «آن سال‌ها که اینها آواز می‌خواندند، ضبط صوت نبود. صفحه را روی رادیوگرام می‌گذاشتیم که این امکانات در ایل وجود نداشت. بعدها من بچه بودم که پدرم دستگاه ضبط صوت ریلی خرید. اگر بزرگتر بودم الان مشکل نداشتیم که بخواهیم این همه تحقیق کنیم. صدای اینها را همان موقع ضبط می‌کردم.» با حمایت سازمان عشایر راهی ایلات شد تا صدای نشنیده آنها را ضبط و برای آیندگان ثبت کند.

پروین می‌گوید تحقیق درباره ایل بختیاری راحت است. آنها شهر دارند. می‌شود به شهرکرد و چند شهر اطرافش رفت و تحقیق کرد اما قشقایی نه. قشقایی‌ها بین جنوب اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر، جنوب فارس و بخشی از خوزستان پراکنده‌اند و موسیقی‌شان کم به گوش مردم رسیده است. آنها هنوز شهر ندارند و حزن صدایشان از همین است.

عده‌ای از آنها از آذربایجان آمده‌اند، عده‌ای از آسیای صغیر، آذربایجان شوروی و جاهای دیگر. آنها ییلاق به قشلاق رفتنشان هم مهجور است. هرکجا می‌روند یاد آن یکی می‌افتند و در راه می‌خوانند: این راه به تبریز می‌رود / با قنات‌های ریز ریز / خدایا کمکمان کن تا به وطن خود برگردیم. 

آقا پروین

چند‌ سال بیماری را پشت سر گذاشته است. با سرطان دست و پنجه نرم کرده و حالا با صدایی که حزن قشقایی دارد و با چشمانی روان می‌گوید نشد آن سال‌ها در آباده و فیروزآباد معلم بماند. علوم تربیتی خواند اما با رئیس آموزش و پرورش آن‌جا کنار نیامد و دنبال کشاورزی رفت و پنج‌سال در یکی از دهات اقلید فارس و روی ٣٠ هکتار زمین کشاورزی کرد. کار زن روی زمین‌های آن‌جا تعریف نشده بود، او یک‌تنه کار کرد و برای همین به او می‌گفتند «آقا پروین».

سال‌های جنگ بود و کود فسفات نایاب. آن‌قدر خوب در مزرعه‌اش کار کرد که دولت ۵٠ گونی کود فسفات به او جایزه داد و همین کارش باعث شد نیروی زن در آن منطقه به کار بیفتد. بعد از آن مشکلات زیاد شد و برای همین هم راهی تهران شد. سال‌ها صدایش در شیراز مانده بود. میان ایل. مثل زنان دیگری که همان‌جا ماندند و صدایشان را کسی نشنیده؛ آوازشان برای آب و آفتاب و حیوانات را. ‌سال ١٣٧٣ برای نخستین‌بار در جشنواره‌ای که در حوزه هنری برگزار شد، نوایی از برگزیدگان قشقایی را اجرا کرد. حال و هوای اجرای نخستش فرقی با اجراهای بعد نداشت.

«همیشه خوانده بودم. برایم عادی بود. نه ترسی داشتم و نه نگرانی.» صحنه برایش یادی از روزهای فیروزآباد بود و خانه‌باغ پدری؛ یاد سرنانواز کنار خانه‌شان و جشن‌های همیشگی ایل که در غم و شادی می‌خواندند. تدریس هم برایش همین حال و هوا را داشت. یادگار روزهای درس دادن در آباده و برای همین هم تدریس آواز برایش آسان بود. وقتی دختر عطا جنگوک شاگردش بود «چقدر دوست داشتم آلبومی را با آقای جنگوک کار کنم که نشد.» شاگردان فارس‌زبان بسیاری را هم تعلیم داد. همان افرادی که ترکی بلد نبودند اما با صدای پروین بهمنی شیفته موسیقی قشقایی شدند.

پروین خانم‌ سال ٨٠ گروه موسیقی حاوا را تشکیل داد و سرپرست و خواننده‌اش شد. گروهی که آوازهای مهجور و گم‌شده در تاریخ قشقایی را دوباره بر سر کار آورد. در فستیوال‌های داخلی و خارجی شرکت کرد و بسیاری از موسیقیدانان مهجور قشقایی را به صحنه آورد. همان کسانی که در طی سالیان اخیر در گوشه‌ای با سازشان خلوت کرده بودند و ساز و صدایشان می‌رفت که به تاریخ بپیوندد. تحقیقاتش هم در این سال‌ها متوقف نشد.

تمام این سال‌ها تا قبل از بیماری در نوشتن چندین کتاب با دانشگاه آتاتورک همکاری کرد که یکی از آنها منظومه‌های قشقایی بود و دیگری پروژه «لالایی مادران دنیا» در کشور ترکیه بود که از ارض‌روم شروع به ضبط‌شدن کردند تا ایالت‌های قزاقستان و لالایی شیرازی. همه اینها و نشان‌ها و تحقیقات دیگرش باعث شد تا چند‌ سال قبل نشان درجه دو هنری را دریافت کند. «آن نشان بر پژوهش تأکید داشت و نشان درجه یک بر آواز» حالا از میان چند کتابی که در این سال‌ها بر روی آن کار کرده دو کتاب آماده چاپ دارد؛ «موسیقی و موسیقیدانان قشقایی» و «حکیمه بانوی ایل، زربانو» زنی که مادربزرگ پدر پروین بوده. سواد داشته و حتما آواز می‌خوانده است مانند تمام زنان ایل.

نان و آواز

بداهه زندگی ‌می‌کنند. صبح نان می‌پزند، ظهر نان می‌پزند، شب نان می‌پزند. اگر به چادر قشقایی‌ها بروید همان لحظه که چایی آماده می‌کنند، کنار میهمان می‌نشینند و قند می‌شکنند. پروین هنوز هم رسم قشقایی‌ها را حفظ کرده. بداهه زندگی می‌کند و بداهه می‌خواند. با همان حسی که می‌گوید مخصوص موسیقی نواحی است. همان حسی که در متر و معیار موسیقی ردیف نبود و خشکش می‌کرد.

آواز سر می‌دهد با تمام جانش. «لالابهمن / کاکام حیدر / لالابهمن مادر رفته خونه داییت / اما دروغ می‌گویند / مادرت مرده / کاکا حیدر خونه‌ات سوخته.» می‌خواند با نفسی که تمام نمی‌شود و می‌گوید می‌دانید لالایی لالابهمن از معروف‌ترین لالایی‌هاست که آن‌قدر زیبا خوانده شده که حالا یک مقامی به نام متاربَیگ به نام این لالایی است. «افسون، دختر اولم که از ایران رفت خیلی اوقاتم تلخ بود و برای رفع دلتنگی لالابهمن ورد زبانم بود. همان لالایی که در موسیقی فیلم سه‌زن منیژه حکمت هم هست.»

لالایی که مادربزرگ بهمن‌خان- از بزرگان قشقایی-  برایش می‌خواند، وقتی بهمن به دنیا آمد، مادرش را آل می‌برد. مادر بهمن می‌میرد. مادربزرگ برای دخترش مرثیه‌ای را به‌عنوان لالایی می‌خواند. بعدها بهمن بزرگ می‌شود و براساس لالایی که در گوشش بوده مقامی می‌خواند در مایه همان لالایی. این لالایی‌ها براساس واقعیت است «حرف ٩٠‌سال پیش است. بهمن هم مثل من لالایی را در سینه‌اش ثبت کرده و آن بوده که این مقام را ایجاد کرده.

تعداد اندکی از اینها را ضبط کردم که خیلی کم است و سی‌سال قبل اینها را با دوندگی ضبط کردم.» لالایی‌هایی داستان‌گونه که حالا تعدادشان به ١١ لالایی رسیده و در آلبومی ضبط شده است. هر چند پروین می‌گوید به اندازه تمام مادران دنیا لالایی وجود دارد. هر مادر بسته به حال و هوایش برای کودکش می‌خواند. از دلتنگی، از غم‌ها و شادی‌هایش. از روشنی روز و تیرگی‌ شب‌ها. لالایی کارکرد دیگرش موسیقی سوگ است. موسیقی روایی ایل.

در قشقایی این ابعاد خیلی جدی است. بهمنی می‌گوید لالایی‌هایی داریم که مثلا یک خواننده خوب خوش‌صدا آن را خوانده است. آن‌قدر خوب بوده که تکرار شده و بعد مردها هم آن را خوانده‌اند یا لالایی‌ که براساس یک اتفاق تاریخی است. ایل‌خانی پسرش کشته می‌شده و برای پسرش لالایی می‌خواندند یا لالایی‌هایی که در عروسی‌ها خوانده می‌شده «در عروسی لالایی خوانده می‌شود. چون همان‌طور که گفتم خیلی از لالایی‌ها کارکرد مقامی پیدا کردند و از این جهت لالایی همه جا مهم است و عصاره فرهنگی هر قوم و ملت است». بهمنی می‌گوید لالایی فقط برای بچه‌ها نیست و همه تلاشش هم همین است؛ همین که بزرگ‌ها بدانند باید لالایی بخوانند و بشنوند.

چون تمام جانمایه فرهنگی است. برای همین هم سال‌ها تلاش کرد تا انجمن موسیقی نواحی را راه‌اندازی کند تا نوازندگان و خوانندگان در همه نقاط کشورش عضوش باشند. اما از‌ سال ٨١ تا حالا کاری از پیش نرفته و هنوز انجمن تأسیس نشده است. «دهه ٧٠ موسیقیدانان حوزه فارس و زاگرس و قشقایی و مناطق دیگر نیازمند حمایت بودند. در آن دوره پیگیری برای تشکیل پرونده موسیقیدانان این خطه را انجام دادم و توانستم برای ١٨ نفر مستمری بگیرم. می‌خواستم اینها راضی باشند تا موسیقی از دست نرود و این مشکل تمام موسیقیدانان محلی است».

می‌گوید حالا در هر تاکسی که می‌نشینم فقط صدای خوانندگان لس‌آنجلسی را می‌شنوم و موسیقی اصیل از دست رفته است. گوش و سلیقه موسیقیایی را در این سال‌ها تغییر داده‌اند و این ظلمی است به جامعه هنری «شکل‌گیری گروه‌هایی مثل رستاک خوب است و همچنین حضور خوانندگان زن که تعدادشان زیاد شده است؛ به شرط آن‌که تلاش کنند درست آموزش ببینند و درست بخوانند.»

لالایی همنوایی زنانه است. نوایی که آن‌قدر محکم بوده که بماند و مقام‌هایی هم به نامشان ثبت شود و همین هم شکل‌گیری پژوهش‌های مردم‌شناسی در این حوزه را اولویت می‌بخشد؛ چون هیچ‌ آهنگسازی برای مادر لالایی درست نمی‌کند و یادش می‌آید روزی را که از ٣۶ استاد موسیقی نواحی کشور تجلیل کردند و ٣ زن هم در میان آنها بودند. یک زن مازندرانی، یک زنی خراسانی و یک زن قشقایی «صدای خانم غزال یوسفی که از خراسان آمده بودند، بسیار شنیدنی بود؛ خراسانی ازجمله موسیقی‌های محبوب من است.»

پروین خانم برای افسون، آزیتا، دومان و اشکان، فرزندانش هم لالایی خوانده و حالا می‌گوید می‌تواند تا شب چندین و چند لالایی بسازد. می‌تواند با حال هر روزش لالایی بخواند و برای بچه‌ها تا سه سالگی خوانده است. بعد هم دیگر آواز بوده و نوایی که همیشه خانه را گرم می‌کرده «برای اشکان لالایی می‌خواندم. هر جا قطع می‌کردم، خودش ادامه می‌داد؛ کیف می‌کردم.» دخترها هر دو موسیقی آموختند.

افسون، در کنار تئاتر مدرن، تنبور و دف آموخت و آزیتا نقاشی خواند و موسیقی را جدی گرفت. تار و سه‌تار آموخت و در گروهش همخوان بود؛ اما بعدها دخترها هر دو ساکن خارج از کشور شدند و آنچنان موسیقی را جدی نگرفتند و تنها دومان دست راست مادرش باقی ماند.

 بهمنی زنان زیادی از ایل خودش را هم پرورش داده و برای هدفش از خیلی چیزها گذشته. «پیشنهاد زندگی در خیلی کشورها بود اما هیچ‌کدام را نپذیرفتم. از خیلی از این چیزها گذشتم. تنها دارایی‌هایم را هزینه جشنواره‌ای می‌کردم که چند عاشیق بیایند و انگیزه‌شان برای ادامه کار باقی بماند. باید عملگرا می‌شدم. جز این راهی نبود.» پروین بهمنی آرام است. با همان صدای آرام‌اش هنوز لالایی می‌خواند و در چشمانش حرکت ایل روان است. هنوز در دستانش نوازش گله وجود دارد. می‌گوید من عاشق زندگی ایل‌ام. عاشق شب‌ها و روزهایش.

نگاهی به موسیقی ایل قشقایی

قشقایی پر از رنگ است و موسیقی و نور و بازی سایه‌ها و روشن‌ها چون نقاشی‌هایی با زمینه دشت‌ و آسمان‌ و سایه ابرهایی که بر کوه و دشت با ایل راه می‌روند. گویی کوچ ایل خود جزیی از تابلویی است که در ابدیت جاری می‌شود و نقاش آن با قلم‌مویی جادویی به آن نقش و نگار و جان بخشیده است. این سطرها، مقدمه مقاله‌ای است با عنوان «نگاهی به موسیقی ایل قشقایی» نوشته پروین بهمنی.

او در ادامه این مقاله می‌نویسد: موسیقی ایل قشقایی برخلاف موسیقی شهری و کلاسیک، بر پایه ردیف و پنج خط حامل استوار نیست. موسیقی قشقایی انرژی و الهام خود را از طبیعت می‌گیرد و گاهی از سرنوشت خود قشقایی‌ها که به چند دسته تقسیم می‌شوند. یکی از آنها عاشیق‌ها هستند، طایفه‌ای که حرفه‌شان نواختن و خواندن و افسانه‌سرایی است. ساز اولیه آنها قوپوز نام داشت. سازی شبیه به کمانچه و بعدها آنها به نواختن کمانچه و سه‌تار پرداختند. 

عاشیقی را می‌شناختم به نام عاشیق محمدقلی که تار می‌نواخت. از دیگر عاشیق‌هایی که می‌توان نام برد، عاشیق حیدرقلی، محمدعلی، عاشیق حسینعلی، حمزه، صیاد، عیوض و… و آخرین بازمانده عاشیق‌ها مرحوم عاشیق اسماعیل جعفری که معرف حضور علاقه‌مندان به موسیقی نواحی هستند و با همت آقای محمدرضا درویشی در تالار اندیشه حوزه هنری تهران در جشنواره موسیقی آینه و آواز، نخستین و آخرین اجرای جشنواره‌ای را داشت. از معروف‌ترین آهنگ‌های عاشیق‌های قشقایی، اپرای حماسی کوراغلو، غریب و صنم، اصلی و کرم، کوچ عیوض و… است.

چنگی‌ها، گروه دیگری از نوازندگان ایل قشقایی هستند که کرنا و سرنا می‌نوازند. این گروه اغلب در عروسی‌ها، ختنه‌سوران‌ها و جشن‌های دیگر حضور دارند. قابل‌ذکر است که این افراد کار دندانپزشکی یعنی کشیدن دندان و سلمانی ایل را برعهده دارند.

از نوازندگان چنگی‌ها می‌توان استاد ساریخان، استاد خان‌گلدی، استاد فرامرز معروف به فیلی، استاد بالاخان، استاد شکر و سرنازن معلول استاد کل علی را نام برد. با کرنا و سرنا آهنگ‌های سحرآوازی، جنگ‌نامه، هلی رقص‌زنان را اجرا می‌کنند.

گروه دیگر ساربان‌ها و چوپان‌ها هستند که نی‌ و نی‌لبک می‌نوازند و با سوز سازشان از دربه‌دری‌ها  و نابسامانی‌ها و ناملایمات زندگی گلایه می‌کنند. خبره‌ترین نی‌نواز ایل دارغاشا میرزا و نی‌نواز نابینای طایفه نمدی را می‌توان نام برد که در گمنامی چشم از جهان فرو بستند.

اما در این‌جا لازم است تا از خاندان نکیساها یاد کنیم. این خاندان در نواختن تار و سه‌تار و کمانچه بسیار چیره‌دست بودند. به‌خصوص استاد داوود نکیسا استاد پنجه طلایی ایل قشقایی که از بزرگان هنر ایل بودند و رقیب نداشتند که البته فرزندانش دست به ساز نبردند و از آن کناره گرفتند. وقتی از یکی از بچه‌های استاد‌ هادی نکیسا پرسیدم ساز پدر چه شد؟ آه سردی کشید و جواب داد ویلن را خودش به یکی از شاگردانش بخشید و سه‌تارش آتش گرفت و سوخت.

سرنوشتی که نباید برای دیگر نوازندگان ایل قشقایی تکرار می‌شد. کسانی که باید موسیقی را قبل از هر چیز در میان فرزندان و خاندان خودشان ریشه‌دار می‌کردند و البته تعداد آنهایی که این‌طور کردند، بسیار زیاد است و برای همین موسیقی در لحظه‌لحظه زندگی قشقایی روان است.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

۷ نامزد نهایی شهرداری تهران مشخص شدند

[ad_1]

طی جلسه صبح امروز؛

طی جلسه‌ای که صبح امروز با حضور اعضای شورای شهر تهران برگزار شد و بعد از رای‌گیری، اسامی هفت نامزد برای تصدی پست شهرداری تهران بزرگ مشخص شد.

به گزارش خبرنگار عطنا، سید ابراهیم امینی، عضو هیئت رئیسه مجلس ششم و منتخب مردم در شورای پنجم شهر تهران در خبری کوتاه از جلسه‌ای که صبح امروز برگزار شد، اسامی هفت نامزد منتخب برای بررسی نهایی را اعلام کرد.

بنا بر این گزارش، محمدعلی نجفی(۲۱ رای)، حسین مرعشی(۲۰ رای) ، محمد شریعتمداری(۱۱ رای)، الهه کولایی(۱۶)، محسن مهرعلیزاده (۹ رای)، حبیب‌الله بیطرف (۱۲ رای)، محمدعلی افشانی (۱۴رای) به عنوان هفت گزینه نهایی تصدی پست شهردار تهران انتخاب شدند.

اسامی ۲۴ نامزد برای تصدی پست شهرداری را در عکس زیر می‌بینید؛

گفتنی است افراد معرفی‌شده دو هفته فرصت دارند تا برنامه خود را به منتخبان شورای شهر تهران ارائه کنند.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

شاخ غول ۵۰ ساله چه وقت می‌شکند؟

[ad_1]

کارشناسان از دست‌های پنهانی می‌گویند که اجازه حذف کنکور را نمی‌دهند؛

۱۸ تیر ماه ۱۳۴۹، روزنامه اطلاعات خبری منتشر کرد که براساس آن، با لغو کنکور موافقت شده و اجازه داده شده بود، امتحانات ششم متوسطه با ایجاد تغییراتی جایگزین کنکور سراسری شود. به این ترتیب، اولین تلاش برای حذف کنکور انجام شد.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه جام‌جم، تا آغاز سال تحصیلی ۱۳۴۲، هر دانشگاه با گرفتن امتحان ورودی خاص، اقدام به پذیرش دانشجو می‌کرد، اما سنجش و پذیرش دانشجویان برای سال تحصیلی ۱۳۴۲ بر عهده هیات مسابقات ورودی دانشگاه‌ها گذاشته شد؛‌ مسابقه‌ای که بعدها کنکور نام گرفت و هنوز هم می‌توان علاوه بر ایران در کشورهایی مانند چین، ترکیه، ژاپن و افغانستان شاهد برگزاری آن بود.

با این حال،‌ اولین طرح لغو کنکور در ایران هیچ گاه به نتیجه نرسید. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نخستین آزمون سراسری ورود به دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۸ با تغییراتی نسبت به پیش از انقلاب برگزار شد. تا پیش از انقلاب، علاوه بر نتایج کنکور، معدل امتحانات نهایی ششم متوسطه و ضوابطی ازجمله نوع مدرک، سهمیه منطقه‌ای، جنسیت و وضعیت نظام وظیفه در قبولی داوطلبان تاثیر داشت، اما قبولی در اولین کنکور پس از انقلاب اسلامی، تنها براساس نتایج کنکور بود.

حذف کنکور با سابقه عادلانه تحصیلی

حذف کنکور برای دومین بار در تاریخ آموزش عالی ایران، در مجلس هفتم مطرح شد و طرح حذف کنکور در جلسه علنی روز یکشنبه ۶ خرداد ۸۶ به تصویب نهایی رسید.

روایت دکتر کارن خانلری،‌ عضو کنونی کمیسیون آموزش مجلس از آن روزها هم نشان می‌دهد که براساس این طرح، کنکور باید به تدریج حذف می‌شد و ملاک پذیرش دانشجویان برای ورود به دانشگاه‌ها، معدل سه امتحان نهایی سالانه و کشوری می‌بود؛ امتحان‌هایی که از سوی وزارت آموزش و پرورش برگزار می‌شد، اما این طرح چالش‌های مهمی پیش رو داشت.

دکتر کارن خانلری به ما می‌گوید: لازمه این طرح، وجود نظام فراگیر در آموزش و پرورش است که براساس آن بتواند سابقه علمی و آموزشی تولید و به مجلس ارائه کند تا این مورد به جای کنکور ملاکی شود برای ورود به دانشگاه. عضو کمیسیون آموزش مجلس معتقد است، برای رسیدن به این نظام عادلانه چالش‌های بسیاری پیش روی مسئولان است چراکه زیرساخت لازم برای تهیه این نظام عادلانه وجود ندارد.

او می‌گوید: اجرای درست امتحانات سراسری، یکی از شاخصه‌های عدالت آموزشی است. می‌دانیم که اجرای درست این کار مربوط می‌شود به منابع انسانی. در این صورت ما باید میان تمام آموزگاران سراسر ایران از لحاظ کیفی استاندارد ثابتی داشته باشیم. این یکسان‌سازی‌ها منوط به زیرساخت‌هایی است و براحتی امکان‌پذیر نیست.

هرچند به باور دکتر خانلری اگر بتوان سابقه تحصیلی را در شرایطی عادلانه تهیه کرد، بحث کنکور خود به خود حل می‌شود.

او در حالی از سابقه تحصیلی عادلانه برای حذف کنکور سخن می‌گوید که معتقد است، شرط معدل هم نمی‌تواند در این راه اثرات لازم را داشته باشد. او می‌گوید:‌ اگر ۱۰۰ نفر ظرفیت برای پزشکی داشته باشیم و از طرفی تقاضای ۵۰۰ نفره برای این تعداد وجود داشته باشد، وقتی معدل دیپلم همه آنها ۲۰ باشد، باید معیاری برای انتخاب آنها وجود داشته باشد. همین معتقدم سابقه تحصیلی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

مافیای کنکور، حامی کنکور

«احساس می‌کنم‌ پشت پرده این ماجرا مافیایی در جریان است که نمی‌گذارد کنکور حذف شود، چراکه قانون برای کمرنگ شدن کنکور وجود دارد، ولی گردش مالی میلیاردی بسیاری از موسسات کنکور و کتاب‌های مرتبط با آن انگار اجازه اجرای قانون را نمی‌دهد.»

اینها گفته‌های علیرضا سلیمی، دبیر کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی است. به باور او، گردش مالی بالای این موسسات، یکی از موانع حذف کنکور است. گردش مالی‌ای که به گفته یکی دیگر از نمایندگان مجلس، تنها برای یکی از این موسسات به رقم ۴۰۰ میلیارد تومان در یک سال هم رسیده است.

عده‌ای هم بر این باورند که حذف کنکور مافیای آن را از بین نمی‌برد چراکه تنها ظاهر مافیا را تغییر می‌دهد و چه‌بسا کلاس‌های درس مدارس به کلاس کنکور تبدیل شود و تضمین قبولی در کنکور، جای خود را به تضمین کسب معدل‌های بالا خواهد داد.

اما سوال اصلی علیرضا سلیمی این است که چرا با وجود قانون، شاهد حذف نشدن غول کنکور هستیم، سوالی که البته پاسخ‌هایی از سوی خود او به همراه دارد. آماده نبودن زیرساخت‌ها در آموزش و پرورش برای برگزاری امتحانات نهایی در سه سال دوره متوسطه، اعمال سلیقه توسط برخی مدارس برای دادن نمره به دانش‌آموزان و توانایی مالی برخی خانواده‌ها برای ثبت‌نام فرزندانشان در مدارس خاص و کسب نمرات بهتر توسط این دانش‌آموزان به‌دلیل عملکرد مناسب مدرسه ازجمله مسائلی است که به‌عنوان دلایل عدم حذف کامل کنکور و جایگزینی سوابق تحصیلی مطرح می‌شود.

دبیر کمیسیون آموزش مجلس در حالی معتقد است که هنوز نتوانسته‌ایم مسیر قانع‌کننده‌ای در راه حذف کنکور داشته باشیم که می‌گوید: اگر قرار است کنکور کمرنگ شود، باید در تمام مقاطع شاهد این موضوع باشیم. هم‌اکنون در مقطع دکترا به‌گونه‌ای عمل می‌شود و در مقطع کارشناسی و کاردانی به‌شیوه‌ای دیگر! یعنی دانشگاه‌ها به‌فراخور سلیقه خود عمل می‌کنند به‌گونه‌ای که در دوره دکترا سلیقه گروه‌های علمی در پذیرش نهایی دانشجوی دکترا تأثیرگذار است و این موضوع منشأ نوعی بی‌عدالتی در توزیع فرصت‌های برابر برای افراد داوطلب شده است.

جایگزین کنکور چیست

این همه تلاش برای حذف کنکور چه نتیجه‌ای می‌تواند داشته باشد؟‌ حتی اگر کنکور سراسری حذف شود، خود دانشگاه‌ها باید فیلتری بگذارند. این پاسخ عبدالرسول عمادی، رئیس سازمان سنجش وزارت آموزش و پرورش به این پرسش است.

او می‌گوید، پذیرش دانشجو براساس سوابق تحصیلی، تنها یکی از روش‌هایی است که قانون سنجش و پذیرش دانشجو مقرر کرده است که براساس آن در رشته‌هایی که ظرفیت، تقریبا متناسب با تعداد متقاضیان است، نیاز به کنکور نیست.

رئیس سازمان سنجش وزارت آموزش و پرورش معتقد است، کنکور کار فراگیری است که همه با یک استرس سنگین در آن شرکت می‌کنند، اما در عین حال به این نکته اشاره دارد که بسیاری از رشته‌های دانشگاهی هم وجود دارد که نیازی به کنکور ندارد. در حال حاضر، خیلی رشته‌های خالی در دانشگاه‌ها وجود دارد که متقاضی می‌تواند به گزینش برود و بعد هم پذیرش شود.

عمادی با اعلام این که بعضی رشته محل‌های دانشگاهی پرطرفدار مثل پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی یا بعضی رشته‌ها در یک سری دانشگاه‌های خاص متقاضیان بسیاری دارند، بیان کرد: غیر از سوابق تحصیلی به چیز دیگری نیز برای تفکیک و تمایز و انتخاب نفرات نیاز داریم.

به طور مثال، همیشه برای رشته‌های مهندسی در دانشگاه صنعتی شریف متقاضی زیاد است. بنابراین دانشگاه شریف نمی‌تواند؛ بگوید من کنکور را حذف می‌کنم و شما با مدرک تحصیلی و کارنامه و نمرات دبیرستان بیایید و وارد شوید. در آن صورت کلی دانش‌آموخته متقاضی از سراسر کشور می‌آیند که همه هم نمراتشان ۲۰ است. پس باید فیلتری برای متمایز کردن این افراد باشد.

عمادی در پاسخ این که کنکور سراسری پرهزینه و استرس‌زاست و باید برچیده شود، می‌گوید: این کنکور براساس قانون برداشته نمی‌شود؛ چراکه قانون سنجش و پذیرش دانشجو صراحتا بیان می‌کند که به سه شیوه می‌توان دانشجو گرفت؛ یکی براساس بررسی سوابق تحصیلی، دومی سوابق تحصیلی بعلاوه آزمون عمومی کنکور و سومی هم سوابق تحصیلی بعلاوه آزمون عمومی و تخصصی یعنی همین شکلی که الان وجود دارد.

افزایش سطح کیفی دانشگاه به جای حذف کنکور

عبور هرم جمعیتی متولدین دهه ۶۰ از مرحله آموزش به مرحله اشتغال، ازدواج و مسکن باید از اعتبار غول کنکور کم می‌کرد، چراکه حضور میلیونی برای راهیابی به دانشگاه چند سالی است فروکش کرده، اما این اتفاق نیفتاد و با وجود چالش صندلی‌های خالی در دانشگاه‌ها همچنان کنکور معضلی برای خانواده‌های ایرانی است، چراکه کنکور این بار نه صرفا برای ورود به دانشگاه‌ها که نوع دانشگاه و رشته‌های تحصیلی محلی برای جولان کنکور است.

حضور ۵۸۰ هزار نفر از ۹۳۰ هزار متقاضی در کنکور امسال رشته علوم تجربی نشان‌دهنده این مورد است که کنکور تنها تغییر وضعیت داده و نوع رشته و دانشگاه محل تحصیل جایی برای مبارزه در کنکور است.

دلایل نهفته دیگری هم برای کمرنگ نشدن نقش کنکور وجود دارد و یکی از آنها وضعیت اقتصادی خانواده‌هاست، چراکه اولویت اول آنها قبولی در دانشگاه‌های دولتی است، آن هم به خاطر وضعیت نه‌چندان مناسب معیشتی آنها و البته گرانی تحصیل در دانشگاه‌های آزاد. بدون شک، اولویت متقاضیان تحصیل در دانشگاه‌های مادر است وگرنه برای حضور در دانشگاه‌های علمی – کاربردی کمتر خانواده‌ای اضطراب دارد.

برای همین به باور بسیاری از کارشناسان، یکی از راهکار‌ها بالابردن سطح کیفی دانشگاه‌هاست و البته ایجاد بازار کار برای فارغ‌التحصیلان تا بشود توازن معقولی میان رشته‌های تحصیلی ایجاد کرد.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع

حکمتی عالِم‌پرور و عالَم‌تاب/ سیره علمی و سیاسی امام صادق(ع)

[ad_1]

گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین مصطفی قنبرپور؛

حجت‌الاسلام مصطفی قنبرپور، پژوهشگر تاریخ اسلام، به مناسبت سالروز شهادت امام صادق(ع) در این گفت‌وگو از خلال روایت‌ها با نگاهی تاریخی، به بیان سیره علمی-سیاسی امام صادق(ع) می‌پردازد و همچنین به مناظرات امام ششم در احیای مکتب تشیع و موقعیت امام(ع) نزد علمای تسنن و تشیع اشاراتی دارد که ماحصل این گپ‌وگفت پیش روی شماست.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه ایران، حضرت علی(ع) می‌فرماید: «العِلمُ سُلطان، مَن وَجَده صالَ به، ومَن لم یجِدْه صِیلَ علیه». یعنی «دانش» سلطنت و قدرت است. هرکس آن را به دست آورد با آن یورش بَرَد و هر کس آن را از دست دهد بر او یورش بَرَند.در پرتو چنین نگاهی است که درمی‌یابیم چرا امام صادق(ع) بواسطه فعالیت‌های گسترده و عمیق فکری خود از نفوذ پررنگی در جامعه برخوردار بود و بسان یک گوهر درخشان، نگاه‌ها را متوجه خود کرد؛ «کأَنَّهَا کوْکبٌ دُرِّی یوقَدُ مِن شَجَرَه مُّبَارَکه». علم امام صادق(ع) نیز نه بسان علوم و دانش ما اکتسابی و مَدرکی، بلکه از جنس «حکمتی عالِم‌پرور و عالَم‌تاب» بود؛ حکمتی که گمشده و راهگشای هر مؤمنی بود و به همین دلیل خیل تشنگان دانش و هدایت را تا بدانجا سیراب کرد که هزاران شاگرد و شاگردپرور در مکتب او تربیت شدند که موجب خیزش علمی جهان اسلام شد. و از آن رو که بسیاری از مستندات‌ فقه‌ شیعه‌ از ایشان‌ است، فقه‌ شیعه‌ را «فقه‌ جعفری» و پیروان مکتب ایشان را «‌جعفریه» خوانده‌اند و خود امام صادق(ع) را به «رئیس مکتب شیعه» ملقب کرده‌اند.حجت‌الاسلام مصطفی قنبرپور، پژوهشگر تاریخ اسلام، به مناسبت سالروز شهادت امام صادق(ع) در این گفت‌وگو از خلال روایت‌ها با نگاهی تاریخی، به بیان سیره علمی-سیاسی امام صادق(ع) می‌پردازد و همچنین به مناظرات امام ششم در احیای مکتب تشیع و موقعیت امام(ع) نزد علمای تسنن و تشیع اشاراتی دارد که ماحصل این گپ‌وگفت پیش روی شماست.

جناب قنبرپور، می‌دانیم که در مکتب علمی امام صادق(ع) «تضارب آرا» جایگاه ویژه‌ای داشت. می‌خواهیم بدانیم‌شأن «گفت‌وگو» نزد ایشان چه بود؟ و با این منش علمی چگونه به گسترش اسلام همت ‌کردند؟
امام صادق(ع) اهل منطق و گفت‌وگو بود. به‌عنوان مثال روزی حاکم وقت از ابوحنیفه، فقیه و متکلم نامدار کوفه، خواست ۴۰ سؤال از امام صادق (ع)بپرسد تا امام از عهده آنها برنیاید، اما امام(ع) به تمام سؤال‌های او پاسخ گفت. یا در ماجرای عبدالله دیصانی که از منکران خداوند بود، وقتی نزد امام صادق(ع) آمد که با ایشان بحث کند، یک بار که آمد، حضرت پرسید نامت چیست؟ او جواب نداد و مرخص شد. رفقایش به او گفتند چرا نامت را نگفتی؟ جواب داد: اگر می‌گفتم نامم «عبدالله» (بنده خدا) است، می‌گفت آنکه تو بنده‌اش هستی، کیست؟
آنان گفتند بازگرد و بگو تو را به معبودت دلالت کند ولی اسمت را نپرسد. او بازگشت و گفت مرا به معبودم راهنمایی کن ولی نامم را نپرس. حضرت به او فرمود: بنشین! در آنجا کودکی تخم‌مرغی در دست داشت و با آن بازی می‌کرد. حضرت خواست که تخم‌مرغ را به او بدهد. امام(ع) فرمود: ای دیصانی! این تخم‌مرغ سنگری است پوشیده که پوست کلفتی دارد و زیر پوست ضخیم، پوست نازکی است و زیر پوست نازک، طلایی است روان و نقره‌ای آب شده که نه طلای روان با نقره آب شده آمیزد و نه نقره آب شده با طلای روان در هم شود و به همین حال باقی است. نه مصلحی از آن خارج شده تا بگوید من آن را اصلاح کردم و نه مفسدی درونش رفته تا بگوید من آن را فاسد کردم و معلوم نیست برای تولید نر آفریده شده یا ماده؛ ناگاه می‌شکافد و مانند طاووسی رنگارنگ بیرون می‌آید. آیا تو برای این «مدبری» درمی‌یابی؟ دیصانی مدتی سر به زیر افکند و سپس شهادتین گفت و اسلام آورد.

امام صادق(ع) از تقویت خط انقلابی و جهادی نیز غفلت نکرد و با تأیید قیام‌هایی چون قیام عمویش زیدبن علی و دیگر انقلابیون خاندان بزرگوار علوی به تقویت این روحیه در میان جامعه می‌پرداخت.

از این روایات و بسیاری روایات دیگر می‌توان به این نکته دست یافت که امام صادق(ع) اهل گفت‌وگو با همه بود منتها با هر کس در حد عقل و فهم او بحث می‌کرد و تلاش کرد این خصلت علمی را در شارحان و پیروان مکتب خود نهادینه کند.
جریان‌های فکری– فرهنگی در دوران امام صادق(ع) چه وضعیتی داشتند؟ نگاه حاکمیت زمان به آنها چگونه بود؟
در زمان امام صادق(ع) فرقه‌های بسیاری چون «معتزله»، «اشاعره»، «کیسانیه» و «زیدیه» در سرزمین‌های اسلامی گسترده شده بود و کشمکش و درگیری شدیدی بین آنان رواج داشت. کفر و زندقه نیز جان تازه‌ای گرفته و به فضای جامعه اسلامی نفوذ کرده بود. در چنین اوضاعی حضرت صادق(ع) ردّ بر ملحدان از سویی و مقابله با فرقه‌های منحرف را از سویی دیگر عهده‌دار شدند.
ظهور حدود ۲۰ فرقه از «خوارج» با عقایدی خاص در مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی، «مرجئه» با ۵ فرقه که مردم را نابجا امیدوار ساخته بود و با اهمیت دادن به ایمان فقط در حد قلب و زبان، به «تأثیر عمل» عقیده چندانی نداشتند، «معتزله» با فرقه‌های دوازده‌گانه آن، «جبریه»، «صوفیه» و «زهدگرایان»، «غُلات» و «دهریون» و «مادیون» و مکتب‌های فقهی چهارگانه اهل سنت که بعضی از آنها در زمان حضرت و برخی نیز پس از آن بنیان گرفتند، در آن دوره وضعیت بحرانی فوق‌العاده‌ای را به وجود آورده بود. در آن بحران عقاید هر گروهی نسل جوان و افراد کم اطلاع را به یک‌سو می‌کشاند؛
مادی‌گرایان و دهریون جامعه را به «کفر و الحاد»، جبریون مردم را به «تسلیم»، صوفی‌گرایان مردم را به «کناره‌گیری از دنیا»، خوارج مردم را به «هرج‌ومرج سیاسی» و برخی از مکتب‌های فقهی رایج و وابسته به حکومت، مردم را به «عقاید تخدیری و اطاعت کورکورانه از خلفا» می‌خواندند. نتیجه مشترک همه این تلاش‌ها بازداشتن مردم از مسئولیت و رسالت اساسی اجتماعی، خاموش نگاه داشتن مستضعفان و سرگرم کردن توده‌ها به نفع حکومت جائر زمان بود.
این تنها مکتب امام صادق(ع) است که همه نیروها علیه او بسیج شده‌اند و باوجود تمامی مشکلات باید در برابر همه مکتب‌ها و انحراف‌ها سنگر مدافع اسلام و عامل سعادت مسلمانان باشد. در برابر همه آشوب‌ها، تشتت‌ها و فتنه‌ها، امام صادق(ع) آن حوزه عظیم را بنیانگذاری کرد تا مردم را از همه بدعت‌ها و ایدئولوژی‌های غلط نجات دهد. موفقیت آن حضرت در گسترش فرهنگ اسلامی و بیان حقوق اسلامی بسی شگفت‌انگیز است تا جایی که امروز قسمت اعظم فقه شیعه یادگار آن حضرت است و به همین دلیل مذهب ما به نام مذهب جعفری و منتسب به آن حضرت شهرت یافته است.
اوضاع و احوال سیاسی شیعیان در زمان امام صادق(ع) چگونه بود؟
ما در تاریخ می‌خوانیم افراد نامداری از بزرگان سایر مذاهب به وسیله دستگاه جابر عباسی تقویت می‌شوند و مذهب‌شان مورد تأیید قرار می گیرد. مثلاً «منصور دوانیقی» همان جنایتکاری است که سر بریده پسر را در زندان برای پدر می‌فرستد؛ چون به یکی از این بزرگان اهانت کرده است. فرماندار مدینه بشدت توبیخ و از کار برکنار می‌شود.
این در حالی است که در مورد شیعیان کار به جایی رسید که برای یکی از بزرگان شیعیان مسأله شرعی پیش می‌آید و به ناچار لباس مردی خیار فروش را بر تن کرد و مقداری خیار روی طبق نهاد و فریاد زد: خیار تازه دارم! حضرت صادق(ع) از لحن او متوجه شد که او خیار فروش نیست؛ از خانه بیرون آمد در حالی که خیارها را جدا می‌کرد، جواب مسأله او را داد.
پس به نظر می‌رسد امام صادق(ع) با وجود شرایط و فشارهای زمانه از اوضاع و احوال شیعیان غافل نبودند. آیا نمونه‌های دیگری از کنش‌ها و فعالیت‌های سیاسی امام صادق(ع) سراغ دارید؟
نکته مهمی را که باید از نظر دور نداشت این است که هنوز عده‌ای بر این باورند که امام صادق(ع) تنها به بیان و تدریس مسائل فقهی، کلامی و فلسفی بسنده می‌کرد و وارد امر سیاست نمی‌شد. در حالی که این باوری اشتباه است. برای نمونه هنگامی که «معلی بن خنیس» که امور مالی حضرت به دست او بود، بوسیله «داوود بن علی» فرماندار مدینه دستگیر می‌شود و از او خواسته می‌شود که انقلابیون و طرفداران امام صادق(ع) را معرفی کند که او زیر بار نمی‌رود، ‌سرانجام او را به دستور سیرافی، رئیس شهربانی، به قتل می‌رسانند.
وقتی امام صادق(ع) از این موضوع باخبر شد به فرمانداری آمد و به او گفت چرا معلی را به قتل رساندی؟ و امام صادق(ع) آنقدر این مسأله را پیگیری کرد تا سیرافی، رئیس شهربانی، اعدام شد. هنگامی که می‌خواستند او را اعدام کنند، می‌گفت خودشان فرمان قتل صادر می‌کنند و اینک خودشان ما را به جرم اجرای فرمان می‌کشند.
در این حادثه می‌بینیم امام صادق(ع) مستقیماً دخالت کرد تا رئیس شهربانی به سزای عملش رسید بنابراین آنگونه نبود که آن حضرت از پرداختن به مسائل اجتماعی–سیاسی فارغ باشد.
امام صادق(ع) از تقویت خط انقلابی و جهادی نیز غفلت نکرد و با تأیید قیام‌هایی چون قیام عمویش زیدبن علی و دیگر انقلابیون خاندان بزرگوار علوی به تقویت این روحیه در میان جامعه می‌پرداخت.
اصولاً باید فکر کرد که چرا چندین بار به خانه امام صادق(ع) حمله کردند و چرا چندین بار منصور تصمیم به قتل حضرت گرفت. اگر امام صادق(ع) فقط به تدریس مشغول بود و به سیاست کاری نداشت، هرگز منصور دوانیقی اراده قتل آن حضرت را نمی‌کرد. شاید بهترین زندگی را نیز برای حضرت فراهم می‌کرد.
نمونه دیگر، ماجرای یکی از شاگردان امام(ع) به نام «زراره بن اعین» است که آنگونه که «کشّی» در کتاب رجالش می‌نویسد، امام صادق(ع) می‌گفت: اگر زراره نبود، تمام آثار پدرم از بین می‌رفت. او اهل بهشت است و از وی تعریف می‌کرد. ولی روزی امام(ع) از وی بدگویی کرد و گفت او اهل جهنم است و از یهود بدتر است. همه تعجب کردند! روزی فرزند زراره نزد امام آمد و دلیل آن را پرسید. حضرت فرمود سلام مرا به پدرت برسان و بگو عیب‌جویی و انتقاد من از تو فقط برای حفظ جان تو است چه اینکه دشمنان بی‌رحم، دوستان نزدیک ما را مورد شکنجه قرار داده یا به قتل می‌رسانند و من به خاطر حفظ جان تو این مطالب را گفتم.
امام صادق(ع) در بین علمای اهل سنت چه جایگاهی دارند؟
امام صادق(ع) نزد تمام مذاهب و مؤسسان آنها چهره‌ای موجه و مثبت است و در «صحاح سته»، از منابع دینی اهل سنت، امام صادق(ع) یکی از افراد موثق و محدث معرفی شده است و لذا از ایشان احادیث زیادی نقل نمودند؛ به غیر از بخاری. اگر امام صادق(ع) و تفکر او را بدرستی تبیین و تفسیر کنیم، مطمئناً جایگاه امام(ع) نزد پیروان تمام مذاهب اهل سنت احیا خواهد شد.

AtnaNews Telegram

اخبار مرتبط

[ad_2]

لینک منبع